ايجاد ناآرامى در آن شهر .
« اينچنين بود كه ما به سوى رشت حركت كرديم ، جايى كه يك يا دو نفر از سفارت ( كذا ) بازديد نمودند و نامههايى از خمسه همراه آوردند كه توسط امير بهادر جنگ به شاه داده شد . امّا من نفهميدم كه در مورد چه مسألهاى بودند . معهذا ، هنگامى كه به انزلى رسيديم ، او به دنبال من فرستاد و گفت « اكنون زمان آنست كه تو خدمتى براى من انجام دهى » من پاسخ دادم « من چكار بايد بكنم ؟ » وى گفت : « شما بايد به عنوان فرستادهاى از سوى من نزد شخصى كه از افراد خود ماست به روى . » من پاسخ دادم « آن شخص كيست و در كجاست و من چه بايد به او بگويم ؟ » شاه پاسخ داد ، « آن شخص اقبال السلطنه ماكويى است . تنها كارى كه بايد انجام بدهى ، آنست كه او را پيدا كرده و به او بگويى « اكنون زمان خدمت شما فرارسيده است . اگرچه من 20 هزار فدايى در اختيار دارم ، امّا از تو تقاضاى كمك مىكنم . بهعلاوه ، تمام شهرها منتظر خبرى از سوى من هستند » البته به او نگو كه من به زور از تهران اخراج شدهام و نيز نگو كه با قوهء قهريه بر من فائق آمدند . به او بگو « او شخصا صلاح ديد به روسيه برود و در آنجا امور خود را سامان داده و بازگردد ، و اكنون به كمك تو و خدمتگزاران وفادار و صادقش تكيه دارد ؛ »
« من به او پاسخ دادم « هنگامى كه اقبال السلطنه و رحيم خان مرا در اين جامه ببينند نخواهند شناخت و هيچ توجهى به سخنان من نخواهند كرد . پس بهتر خواهد بود كه شما اين سخنان را كتبا بنويسيد . »
« وى گفت : خير ، زيرا اگر من چيزى بنويسم و تو احتمالا در سر راهت دستگير شوى چنين نوشتهاى مىتواند براى تو منبع خطر باشد . امّا من به تو علامتى را خواهم داد كه براى تعيين هويت تو ، هنگامى كه من آن را به خط خود بنويسم ، كافى خواهد بود »
پاسخ دادم بسيار خوب ، امّا من مقدارى پول براى مخارج جارى احتياج دارم ؛ وى پاسخ داد شما خوب مىدانيد كه من چندان پولى همراه نياوردهام . امّا مقدارى اندك به شما خواهم داد تا بتوانيد به آن شخص برسيد . به مجرد رسيدن به آنجا او هرچه را كه لازم باشد به شما خواهد داد . در رابطه با علامت ، اين است كه اكنون به شما مىگويم و شما آن را فراموش نكنيد . به او بگوئيد « علامت اين است كه شما به من نوشتيد كه بايد دخترم را به ازدواج پسر شما درآورم . و من به دست خود ، به وسيلهء اقبال السلطنه ، مىنويسم كه هنگامى كه ماجرا تمام شود ، من تبريز را [ به شما ] خواهم داد . در رابطه با شخصى كه شما راجع به وى نوشتيد كه حكومت مرا در جنگ تبريز به دشمن تسليم نمود ، من وى را به سختى مجازات خواهم كرد . به محض ورود موقر السلطنه شما بايد به هردستورى كه كتبا به شما
انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 379
مساهمون: ادوارد براون
ص٣٧٩