تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
« بسيار عجيب است كه روزنامهء تايمز ، در تعقيب هدفهاى صرفا اروپايى خود ، آماده است اين هدفهايش را حتى به بهاى پايمال كردن آن صفحات پسنديده‌اى كه زمانى به‌طور خاص به داشتن آنها شهره بود ، پيش ببرد . » « در تطبيق سخنان خود با سخنان روزنامهء « نووورميا » ، به منظور پيشبرد اتحاد موردنظر سر ادوارد گرى و آقاى ايزولسكى ، روزنامهء تايمز تاكنون نه تنها عشق به آزادى را ، كه انگليسيها سابقا به خاطر آن شهرت داشتند ، فراموش كرده است ، بلكه شهرت حقيقت‌گرايى را كه تقريبا ضرب‌المثل گشته بود نيز به دست فراموشى سپرده است و آماده است كه معيار تميز و رفتار آقامنشانه خود را نيز كاهش دهد تا بتواند افكار عمومى مردم ايران را با متهم ساختن يكى از روزنامه‌هاى فارسىزبان عمده به اينكه « توسط روسهاى قفقاز كنترل مىشود » ، مغشوش كند . اگر منظور از اين ادعاى مسموم‌كننده اشاره به يكى از نويسندگان هيأت تحريريهء ماست ، كه اصلا ايرانى بوده امّا نياكانش در قفقاز سكونت داشتند ، يعنى جائى كه وى نيز به‌طور طبيعى در آنجا بزرگ شده است ، و به دليل وطن‌پرستى به وطن اصلى خود بازگشته است ، پس شگفت‌انگيز است كه اين خبرنگار محترم مناسب ديده كه بدون تحقيقات بيشتر چنين اطلاعاتى را براى روزنامهء خود ارسال دارد . « اكنون در رابطه با اين مسئله كه ارامنه ، اعضاى هيأت تحريريهء ما هستند ، روشن است كه هرقدر تايمز در مورد احساسات « بين‌المللى » و « جهان‌شمولى » خود فخر كند ، چه زهر تعصبى با برداشتهاى اين روزنامه نسبت به ما آميخته است . زيرا در كشورى كه ارامنه به عنوان فرزندانش تلقى مىشوند ، امكان دارد كه يك ارمنى در جايگاه سردبير يك روزنامه قرار گيرد ، اگرچه فىالواقع اين ادعاى تايمز كذب مىباشد ، زيرا ما در هيأت سردبيرى خود هيچ فرد ارمنى نداريم . » « قبل از خبرنگار فعلى ، روزنامهء تايمز خبرنگارى در ايران داشت كه نوشته‌هاى تعصب‌آميز وى بيش از لياخوف و شاپشال به روسيه خدمت كردند . » « يك شاهد قابل‌اعتماد چنين نقل مىكند : « هنگامى كه نيروهاى ملىگرا به تهران رسيدند ، من سه تن را ملاقات كردم كه سوگوار و غمگين بودند ، اوّل لياخوف ، دوم سعد الدوله و سوم آقاى ديويد فريزر . نفر سوم از همه ناراحت‌تر بود : در حالى كه دستهايش را به هم مىفشرد ، مىگفت « نه ، غيرممكن است ! اين يك حيلهء بيشرفانه است ! يك روسى معادل پانصد انقلابى ( ايرانى - م ) است . من در چشم خوانندگان روزنامهء تايمز بىآبرو شدم . به‌علاوه من مبلغ عظيمى پول شرط بسته‌ام و اكنون بايد آن را از دست بدهم ! » روشن است كه در مقايسه با آقاى فريزر ، خبرنگار فعلى روزنامهء
انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 375 | ادوارد براون / مهرى قزوينى