تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
معروفى است از بهاء اللّه : « ليس الفخر لمن يحبّ الوطن بل لمن يحبّ العالم . » « افتخار بر آنكس نيست كه وطن را دوست دارد ، بلكه از آن كسى است كه جهان را دوست دارد . » شايد اين احساسى قابل تحسين باشد امّا احساسى نيست كه احتمالا بتواند در خدمت ايرانيان ، در اين دورهء بحرانى از تاريخ آنها ، قرار گيرد . خوشبختانه برخى شواهد ثبت در رابطه با روش متخذه توسط عبد البها در مورد پيروانش ، توسط يك رشته از نامه‌هايى ( ده فقره ) كه به وسيلهء وى براى بهايىهاى مختلف فرستاده شده و توسط آقاى ام - هيپوليت دريفوس ، كه آثارش در زمينهء مذهب بابى و بهايى به خوبى و به نحوى مطلوب شناخته شده است براى من ارسال گرديده ، ارائه مىگردد . از اين نامه‌ها چنين برمىآيد : 1 . كه يحيائيها ( يعنى پيروان ميرزا يحيى صبح ازل ) چنين شايع نمودند كه بهايىها حاميان شاه و مخالفان مشروطه هستند . 2 . اينكه در واقع روش امر شده و اتخاذ شده توسط بهائيها ، امتناع كامل از سياست است . 3 . كه آزار و اذيتى كه آنها از سوى برخى ملاهاى ارتجاعى متحمل گرديده بودند ، نشان مىداد كه آنها به عنوان دوست ارتجاع تلقى نمىشدند . اين نامه‌ها طولانىتر از آن هستند كه به‌طور كامل ترجمه شوند ، و به‌علاوه تا حدودى تكرار مكررات هستند . امّا گزيده‌هاى ذيل جهت ارائه ايدهء مربوط به هدف آنها كافى خواهند بود :

[ نامه‌هاى عبدالبهاء به پيروانش ]

( 1 ) خطاب به محمد على خان تهرانى

در خصوص دول متجاوزه در امور ايران مرقوم نموده بوديد ، به كرّات و مرّات از كلك ميثاق صادر كه بايد دولت و ملت مانند شهد و شير آميخته گردد و الّا ميدان جولان ديگران شود و هردو طرف پشيمان شوند ، ولى هيهات هيهات طرفين استماع ننمودند و كار را به اين مركز پرخطر رساندند .

( 2 ) خطاب به ( ( ابن ابهار ) ) در تهران

و امّا قضيّهء بدخواهان يحيائيها كه ياران را به هواخواهى دولت نسبت مىدهند حقيقت حال يقين است كه واضح و آشكار گردد و نامه‌هايى كه به جناب حاجى ميرزا عبد اللّه صحيح فروش در اين پست
انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 356 | ادوارد براون / مهرى قزوينى