بودند . حال بايد اين اتهامات را ، به اختصار و جداجدا ، مورد بررسى قرار داد .
1 . عدم توانايى سازنده
بهقدر كافى روشن است كه براى هموار ساختن زمينه و از بين بردن ويرانيها ، ذرات كثافات و زبالهها ، بايد نخستين قدم ضرورى متوجه هرگونه تلاشى سازنده باشد . مجلس ملّى ايران ، هنگامى كه كارش را آغازيد ، خود را با بىنظميها و سوءاستفادههايى مواجه ديد كه طى قرنها رشد كرده و سرانجام آنچنان حاد گشته بودند كه حتى مردم صبور ايران را به سوى انقلاب سوق دادند ، كه مجلس خود ماحصل اين انقلاب بود . در تمامى بخشها نياز فورى به پول وجود داشت ، امّا حتى ضرورىتر از نياز به پول ضرورت حفظ استقلال ايران و ممانعت از كنترل خارجى بود كه ، همانطور كه قبلا مشاهده كرديم ، در آنزمان ابعاد خطرناكى يافته بود . آنچنانكه مىدانيم ، اين كنترل خارجى توسط آقاى نوز ، مدير بلژيكى گمركات ، شكل گرفته و در وى تجسّم يافته بود . اين فرد ، غير از آنكه در گزارشات رايج به درشتى از او ياد مىشود ، در سراسر دوران فعاليتش بيشتر با انگيزهء پيشبرد منافع خود عمل كرده بود تا منافع كشورى كه او را در استخدام داشت و ايرانيها را با رفتار متكبرانهء خود و بىاعتنايى به احساساتشان بيزار ساخته بود . بنابراين ، بىترديد مجلس صداى خواست ملّى بود و هنگامى كه از تصويب وام جديد پيشنهادى انگليس - روسيه امتناع ورزيد و در 10 فوريه 1907 به اخراج آقايان نوز و پريم نايل گشت ، ارادهء ملت را بيان نمود . بدين ترتيب ؛ با بر طرف ساختن موفقيتآميز يك خطر بزرگ ملّى ، مجلس توجه خود را به سوى طرحهاى اصلاحى متوجه ساخت كه تحت عناوين مسائل مالى و انجمنها مورد بررسى قرار خواهند گرفت .
2 . تلاش جهت غصب وظايف اجرايى
از لحنى كه توسط روزنامه تايمز و ديگر منتقدان مجلس اتخاذ گرديده ، فرد تصور خواهد كرد كه اين ركن فقط ملزم بوده كه با تدابير قانونگزارى ضرورى جهت رفاه كشور موافقت كند و سپس با اين اطمينان به استراحت بپردازد كه اين قوانين به نحوى مناسب ؛ توسط يك نيروى اجرايى كارآمد و وفادار ، اجرا خواهند شد . البته كه وضعيت واقعى وضعيتى به مراتب متفاوت از اين بود و محمد على شاه و حاميانش ، چه ايرانى و چه خارجى ، به هرتلاشى جهت كارشكنى در كار مجلس جوان دست