تومان عوايد دارد . از سوى ديگر ، عين الدوله نجيبزادهاى ايرانى ، قديمى مسلك ، متكبر ، نادان ، متنفر از بيگانگان و صاحب حساسيت بسيار اندك نسبت به پيشرفتهاى آنان بود . اگرچه ، بهنظر مىرسد كه وى بعدها تا حدودى با بلژيكيها و روسها به تفاهماتى دست يافته و به آقاى نوز اجازه داد قريب 5 يا 6 شغل مهم و متفاوت را بشخصه عهدهدار گردد و سرآخر نه تنها مقام مديريت كل گمركات ، كه وزارت پست و تلگراف ، خزانهدارى كل ، رياست بخش صدور گذرنامه و عضويت شوراى عالى دولت را هم در اختيار خود درآورد .
اينك ، برخى مظالم ويژه هم به اين علل عمومى نارضايى افزوده شدند . خشم ناشى از اقدامات خودسرانه و مستبدانهء آقاى نوز با انتشار عكسى از وى در لباس روحانيون افزايش يافت و اين خشم خاصه در محافل مذهبى شديدتر بود . در فارس ، حكومت شاهزاده شعاع السلطنه - كه به دليل انفجار خشم مردم مدتى معزول و مجددا در سپتامبر 1904 به حكومت اين شهر مهم منصوب گشته بود - بر دوش مردم سنگينى مىكرد . در مشهد ، حكومت آصف الدوله به همان ميزان ستمگرانه بود و با دستور به سربازانش جهت آتش گشودن بر جمعيتى از مردم كه در اعتراض عليه زيادهطلبىهاى وى در صحن مقدس امام رضا متحصن بودند ، افكار عمومى را هرچه بيشتر خشمگين ساخت . در كرمان ، ظفر السلطنه يكى از مجتهدين بزرگ آن شهر ، حاجى ميرزا محمد رضا ، را به چوب و فلك بست . در قزوين ، وزير اكرم عمل مشابهى را در مورد يكى ديگر از روحانيون انجام داد . سرانجام قريب هفت يا هشت تن از تجار محترم تهران هم توسط علاء الدوله ، حاكم اين شهر ، به اتهام افزايش قيمت شكر به چوب و فلك بسته شدند .
در نتيجهء تمامى اين مظالم ، خاصه اين اقدام آخر ، شمار عظيمى از تجار در مسجد شاه متحصن شدند و به فاصلهء كوتاهى بسيارى از روحانيون عمده ، از جمله رهبران دوران بعد - سيد عبد اللّه بهبهانى ، سيد محمد طباطبايى و آقا سيد جمال الدين واعظ ، كه يكى از محركين اصلى انقلاب و در زمرهء كسانى بود كه پس از كودتاى ژوئن 1908 به قتل رسيد - به آنها پيوستند . عين الدوله از ميرزا ابو القاسم ، از ارتجاعيون ثروتمندى كه از طريق ازدواج منسوب شاه شده بود ، خواست تا اقدامى جهت تفرقهء متحصنين معمول دارد . او نيز شمارى از پيروانش را كه مسلح به چماق و ديگر سلاحهايى بودند كه زير سردارى و عباهاى خود پنهان داشتند ، گرد آورده و آنها آمادهء اشارت وى جهت اقدام در اين باب بود و آنگاه كه آقا سيد جمال الدين واعظ بر منبر رفت و با تندى و حرارت به صحبت عليه استبداد غيرقابلتحملى كه بر آنها اعمال مىشد آغاز كرد ، امامجمعه از جا برخاسته سخنان وى را
انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 117
مساهمون: ادوارد براون
ص١١٧