دنبالهاى از بحث : عالم محدث نورى قدّس سرّه در كتاب جنة المأوى از رياض العلماء حكايت كرده كه گويد : در بعضى از نوشتهها به نقل از خط شيخ زين العابدين على بن الحسن بن محمد خازن حائرى رحمه اللّه - شاگرد شيخ شهيد قدّس سرّه - ديدم ، كه : ابن ابى جواد نعمانى به حضور مولايمان حضرت مهدى - عجل اللّه فرجه الشريف - مشرف شد ، پس به آن حضرت عليه السّلام عرضه داشت : اى مولاى من ، براى شما در شهر نعمانيّه يك مقام و در شهر حلّه يك مقام هست ، شما در كداميك از آنها تشريف مىآوريد ؟ آن حضرت عليه السّلام به او فرمودند : در نعمانيّه شب سهشنبه ، و روز سهشنبه ، و روز جمعه و شب جمعه را در حلّه مىباشم ، ولى اهل حله نسبت به مقام من تأدّب نمىكنند ، و هركس با ادب به مقام من داخل شود ، كه ادب را رعايت نمايد و بر من و بر امامان عليه السّلام سلام كند ، و بر من و ايشان دوازده بار درود فرستد ، سپس دو ركعت نماز با دو سوره به جاى آورد و به وسيلهء آنها با خداوند مناجات كند ، آنچه را از خداى تعالى بخواهد به او مىدهد . عرض كردم :
اى مولاى من اين را به من بياموز ؟ فرمود : بگو : اللّهمّ قد أخذ التّأديب منّى حتّى مسّنى الضرّ و أنت أرحم الرّاحمين و إن كان ما اقترفته من الذّنوب أضعاف ما أدّبتنى به و انت حليم ذو أناة تعفو عن كثير حتّى يسبق عفوك و رحمتك عذابك ؛ خدايا [ به خاطر گناهان و نافرمانىهايم ] تأديب [ به وسيلهء گرفتارىها و مصايب ] مرا فراگرفت تا آنجا كه به سختى افتادم و تو مهربانترين مهربانانى ، هرچند آنچه از گناهان مرتكب شدهام چندين برابر آن است كه مرا بدان تأديب فرمودهاى ، و تو بردبار بخشندهاى هستى كه از بسيارى [ از گناهان و خطاها ] مىگذرى تا جايى كه عفو و رحمتت بر عذابت پيشى گيرند . راوى گويد : آن حضرت عليه السّلام سه بار اين دعا را بر من تكرار فرمود تا اينكه آن را فهميدم و [ حفظ شدم ] « 1 » .
شصت و نهم و هفتادم : وقت ظهور را تعيين نكردن و تكذيب وقتگذاران
بدان - خداوند تو و ما را توفيق دهد - كه حكمت الهى بر اين است كه وقت ظهور صاحب الامر را پيش از فرا رسيدن آن از بندگانش مخفى بدارد ، به خاطر امورى كه بر ما پوشيده است ، و بعضى از آنها از اخبار ائمهء اطهار عليه السّلام استفاده مىشود ، كه ان شاء اللّه تعالى به آنها اشاره خواهيم كرد . زيرا كه علم به آن از اسرار اللّه است كه از خلق خود مستور داشته ، چنانكه در دعايى كه از آن حضرت عليه السّلام به دست شيخ عمرى قدّس سرّه روايت رسيده چنين آمده است : « [ خدايا ] و تو عالمى بدون تعليم به آن وقتى كه صلاح امر [ حكومت ] ولىّ تو است ، در اينكه به او فرمان
هامش
( 1 ) . جنة المأوى ، 270 ، حكايت 34