وجه چهارم : اينكه جمله خبريه باشد و « يغل » به ضم ياء به صورت فعل مجهول خوانده شود ، و « على » به معنى « مع » يا براى سببيت باشد و « مسلم » را به معنى معروفش بگيريم يعنى اعمّ از مؤمن و غير مؤمن ، و منظور از « ائمهء مسلمين » امير المؤمنين و امامان معصوم از فرزندان آن حضرت عليهم السّلام باشد . و حاصل معنى اينكه هر مسلمانى كه اين امور يعنى : اخلاص عمل براى خداوند ، و نصيحت براى ائمهء مسلمين ، و ملازمت جماعت ايشان ، در او جمع گردد ، دلش باز [ و روشن ] مىشود و از مهر خوردن بر قلب محفوظ مىماند ، و از كسانى خواهد بود كه خداوند سينهاش را براى اسلام گشايش داده ، و از نورانيّتى از سوى پروردگارش برخوردار است ، و چنانچه اين امور در او جمع نگردد خداوند بر دلش مهر بطلان مىزند ، و مصداق فرمودهء خداى تعالى مىشود كه :
وَ قَوْلِهِمْ قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ
« 1 » ؛ و گفتند دلهاى ما در پرده و غلاف است ، بلكه خداوند به سبب كفرشان بر آنها مهر زده است . زيرا كه كفر مراتب و درجههايى دارد كه يكى بدتر از ديگرى است و هر مرتبه را آثار خاصّى است - پناه به خداى تعالى - همچنانكه ايمان نيز مراتب و درجاتى دارد كه بعضى برتر از بعض ديگر است ، و براى هر مرتبهء از آن آثار خاصى هست ، از خداوند متعال خواستاريم كه به ما توفيق عنايت فرمايد براى تكميل مراتب ايمان و نصيحت براى مولايمان صاحب الزمان عليه السّلام قدم برداريم .
تتمّه مطلب و تذكر : بدانكه نصيحتگر نسبت به امام زمانش عليه السّلام - بنابر آنچه ياد كرديم و بيان داشتيم - كسى است كه وضع خود را مراقب باشد و بر كارهايش مواظبت نمايد ، به طورى كه افعال و نيّتهايش كه راجع به امام زمانش عليه السّلام است از هرچه مايهء نارضايتى و هتك احترام امامش هست بر كنار و خالص باشد ، و همه جا رعايت كند كه خير مولايش عليه السّلام چيست ، و مقصود همان است ، كه براى هر رهرو حاصل نمىگردد مگر با مراقبت تام و مواظبت پيوسته و مداوم ، و بينش در دين و همنشينى اهل تقوى و يقين و دورى از اهل ترديد و فاسقين ، و اگر كسى را نيافت كه چنين اوصافى داشته باشد تا با او مجالست نمايد ، در خانهء خود بنشيند ، و سكوت را پيشه كند ، و هرگاه از همنشينى با كسانى كه مجالست با آنان شايسته نيست ناگزير باشد به قدر ضرورت اكتفا نمايد ، و ان شاء اللّه مطالبى كه بر اين امور دلالت دارد خواهيم آورد .
هامش
( 1 ) . سوره نساء ، آيهء 155 .