ياد آورم كتاب طولانى مىگردد . و امّا گرفتن بيعت از ويژگىهاى پيغمبر و امام است يا كسى كه به طور خاصّ از سوى ايشان نصب شده باشد و براى غير آنها جايز نيست و آنچه ذكر كردم براى اهل اخلاص كفايت مىكند .
سى و پنجم : صلهء آن حضرت عليه السّلام به وسيلهء مال
به اينكه مؤمن بخشى از دارايى خود را براى امام زمانش - سلام اللّه عليه - هديه كند ، و هر سال به اين عمل مداومت نمايد ، و در اين عمل شريف ، غنى و فقير و حقير و شريف و مرد و زن يكسانند ، الّا اينكه ثروتمند به مقدار توانايىاش تكليف دارد ، و فقير به مقدار استطاعت خود مكلّف مىگردد خداى - عزّ و جلّ - فرموده :
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها
« 1 » ؛ خداوند هيچ كس را جز به مقدار توانش تكليف نمىكند . و او - تعالى شأنه - فرموده :
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها
« 2 » ؛ خداوند هيچ كس را جز به آنچه توانايى داده تكليف نمىكند . و در روايات مقدار معيّنى براى مصرف مال در آن جهت شريف بيان نگرديده ، چون ظاهرا اين عمل از مستحبات مؤكّدهاى است كه در سخنان امامان عليهم السّلام به عنوان « فريضه » از آن تعبير آمده است . و بر آنچه ياد كرديم دلالت دارد آنچه شيخ كلينى رضي اللّه عنه در كافى به سند خود روايت آورده از حضرت ابى عبد اللّه امام صادق عليه السّلام كه فرمود :
« هيچ چيز نزد خداوند محبوبتر از اختصاص دادن درهم به امام عليه السّلام نيست ، و به درستى كه خداوند درهم را براى او ( پرداختكننده ) در بهشت همچون كوه احد قرار دهد . سپس امام صادق عليه السّلام فرمود : خداوند در كتابش فرموده است :
مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً
« 3 » ؛ چه كسى به خداوند وامى نيكو مىدهد تا خداوند [ عوض ] وام را چندين برابر ، بسيار سازد . امام فرمود : به خدا سوگند ! كه اين در خصوص صلهء امام است . « 4 » و از آن حضرت در حديث ديگرى آمده كه فرمود : به درستى كه خداوند آنچه را كه مردم در اختيار دارند از جهت نياز به آن قرض نخواسته است و هر حقى كه خداوند دارد براى ولىّ او است . « 5 » و در همان كتاب در خبر صحيحى از اسحاق بن عمّار از حضرت ابو ابراهيم موسى بن جعفر عليه السّلام آمده كه راوى گويد : از آن حضرت دربارهء فرمودهء خداى - عزّ و جلّ - :
مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ
هامش
( 1 ) . سوره بقره : آيه 286 .
( 2 ) . سوره طلاق ، آيه 7 .
( 3 ) . سوره بقره ، آيه 245 .
( 4 ) . اصول كافى ، 1 / 537 .
( 5 ) . اصول كافى ، 1 / 537 .