3 - و از منصور آمده كه گفت : حضرت ابو عبد اللّه امام صادق عليه السّلام فرمود : اى منصور ! اين امر شما نخواهد رسيد ، مگر بعد از نوميدى . نه ، به خدا سوگند ! تا اينكه از هم جدا شويد . و نه ، به خدا سوگند ! تا اينكه آزمايش گرديد . و نه ، به خدا سوگند ! تا اينكه شقاوتمند شود هركه شقاوتمند شدنى است و سعادتمند گردد هركس اهل سعادت است . « 1 »
4 - و از محمد بن منصور صيقل ، از پدرش آمده كه گفت : من و حارث بن المغيره و جمعى از اصحابمان نشسته بوديم و حضرت امام صادق عليه السّلام سخنمان را مىشنيد ، پس به ما فرمود : شما در چه فكرى هستيد ، هيهات ! هيهات ! به خدا سوگند ! آنچه شما ديدگانتان را به سوى آن خيره كردهايد ، نخواهد شد تا اينكه غربال شويد . نه ، و اللّه ! نخواهد شد آنچه ديدگانتان را به سوى آن مىكشيد ، تا اينكه بررسى شويد . نه ، و اللّه ! چشم به سويش مىكشيد ، نخواهد شد تا اينكه [ خوب از بد ] جدا شود . نه ، و اللّه ! آنچه چشم به سويش مىكشيد ، نخواهد شد مگر پس از نوميدى . نه ، و اللّه ! نخواهد شد آنچه چشم به سويش مىكشيد ، تا آنگاه كه به شقاوت رسد آنكه شقاوتمند است و به سعادت رسد آنكه سعادتمند مىباشد . « 2 »
5 - و در حديث ديگرى ، از حضرت امام ابو جعفر باقر عليه السّلام آمده كه فرمود : همانا اين حديث شما ( شيعيان كه اعتقاد به غيبت داريد ) به گونهاى است كه دلهاى مردمان از آن مىرمد ، بنابراين هركه به آن اقرار كرد ، بيشتر برايش بگوييد و هركس آن را انكار نمود ، او را واگذاريد .
همانا بايد كه فتنهاى ( آزمايشى ) پيش بيايد كه هر فرد آشنا و محرمى در آن سقوط نمايد ، تا جايى كه آن كس موى را دو نيم مىسازد [ مو را از ماست بيرون مىكشد و بسيار دقيق است ] هم در آن بيفتد ، تا اينكه جز ما و شيعيانمان كسى باقى نماند . « 3 »
6 - و در وافى به نقل از كافى ، به سند خود از ابو المرهف از حضرت امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : غبار آن ( فتنه و آشوب ) بر كسى خواهد رسيد كه آن را برانگيزاند ، محاضير هلاك شوند . راوى پرسيد : فدايت گردم ! محاضير چيست ؟ فرمود : عجلهكنندگان . « 4 » در وافى گويد :
محاضير يا با حروف بىنقطه است ( - محاصير ) از باب ( حصر ) به معنى تنگى سينه مىباشد . و يا با حرف نقطهدار [ ضاد ] بين دو حروف بىنقطه [ حاء و راء ] از باب ( حضر ) به معنى دويدن . و مجلسى رحمه اللّه در بحار گويد : محاضير جمع محضير است و آن اسب بسيار دونده است .
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، 1 / 370 .
( 2 ) . اصول كافى ، 1 / 370 .
( 3 ) . اصول كافى ، 1 / 370 .
( 4 ) . الوافى ، 1 / 103 و روضه الكافى ، 273 .