23 - و از خلّاد صائغ ، از حضرت ابى عبد اللّه امام صادق عليه السّلام روايت آمده كه فرمود : از سفيانى گزيرى نيست و او جز در ماه رجب خروج نخواهد كرد . مردى به آن حضرت عرضه داشت :
هرگاه خروج كرد ، چگونه باشيم ؟ فرمود : هرگاه آن پيشآمد شد ، پس به سوى ما روى آوريد .
24 - و از محمد بن مسلم ، از حضرت ابو جعفر امام باقر عليه السّلام روايت شده كه فرمود : سفيانى سرخرويى است زردموى و چشمكبود ، كه هرگز خداوند را نپرستيده و نه مكه را ديده ، نه مدينه را . مىگويد : پروردگارا ! خونم را از مردم مىسنانم هرچند كه به آتش روم ، خونم را مىستانم هرچند كه به آتش روم .
25 - و از امام صادق عليه السّلام است كه فرمود : هرگاه قائم عليه السّلام بپاخيزد ، در همهء شهرهاى زمين كسانى را گمارد . در هر اقليم يك نفر ، به او مىگويد : دستور العمل تو در كف دست تو است ، پس هرگاه چيزى بر تو وارد شد كه آن را نمىفهمى و قضاوت دربارهء آن را نمىدانى ، به كف دستت نگاه كن و به آنچه در آن است ، عمل بنماى . امام صادق عليه السّلام فرمود : و ارتشى را به قسطنطنيه مىفرستد ، كه چون به خليج رسيدند ، بر پاهاى خود چيزى مىنويسند و بر روى آب راه مىروند ، هنگامى كه روميان آنان را مىبينند كه بر روى آب راه مىروند ، گويند : اينان اصحاب او هستند كه بر روى آب راه مىروند ، پس خود او چگونه است ! آن وقت در بهاى شهر را بر آنان مىگشايند ، پس آنان داخل شهر شده و در آن هر قدر بخواهند حكومت مىكنند . « 1 »
مىگويم : و ارتش سفيانى كه زمين ، آنان را در بيداء بين مكه و مدينه فرو خواهد برد ، در حديث مفضّل وارد شده كه تعداد آنها به سيصد هزار تن مىرسد . و حديث آن طولانى است كه در الانوار النعمانية و بحار الانوار « 2 » آمده است . و در بعضى از روايات وارد شده كه آنها وقتى به سرزمين بيداء مىرسند ، جبرئيل عليه السّلام فرود مىآيد و بانگ مىزند : « يا بيدآء أبيدي القوم » ؛ اى بيداء ! اين جمعيت را نابود كن .
در اينجا به همين مقدار بسنده مىكنيم كه براى عبرتگيرندگان همين مقدار كافى و بسنده است . و شيخ صدوق و غير او - كه خداى رحمتشان كند - نيز بسيارى از اين اخبار را روايت كردهاند . و شيخ صدوق به سند خود ، از عبد اللّه بن عجلان روايت آورده كه گفت : در محضر امام ابو عبد اللّه صادق عليه السّلام از خروج حضرت قائم عليه السّلام سخن به ميان آورديم ، پس به آن جناب عرضه
هامش
( 1 ) . الغيبة ، نعمانى / 172 ؛ باب ما جاء عند خروج القائم عليه السّلام .
( 2 ) . بحار الانوار ، 53 باب 25 .