داشتم : چه راهى داريم كه آن را بدانيم ؟ فرمود : هريك از شما صبح بيدار مىشود ، درحالىكه زير سرش صفحهاى باشد كه بر آن نوشته شده : « طاعة معروفة » ؛ اطاعت شناخته شده . « 1 »
تصديق بعضى نشانهها : در كتاب « نور العيون » از نشانههاى ظهور روايت آمده كه : مردم در آخر الزمان عمامه را ترك مىگويند و به جاى آن كلاه بر سر مىگذارند . و نيز روايت آورده كه از جمله نشانههاى ظهور آن است كه : مردم به فقدان اولاد خوشحال مىشوند و كسى كه فرزند ندارد ، اظهار خشنودى و شكرگزارى مىنمايد .
مىگويم : اين دو علامت در اين سال ، يعنى سال هزار و سيصد و چهل و شش هجرى ظاهر گشت ، كه من ديدم جمعى از مردم عمامه از سر برداشتند و به جاى آن كلاه بر سر نهادند ، شبيه به اهل باطل و به جهت نزديك شدن به آنان . و باز ديدم كه مردم به خاطر نداشتن اولاد خوشحالى مىكنند و كسى كه پسر ندارد ، اظهار خشنودى و شكرگزارى دارد ، به خاطر نظام وظيفهء اجبارى . به درگاه خداوند تعالى شكايت داريم از غيبت ولىّاش و از درگاهش مىخواهيم كه فرج آن حضرت را تعجيل فرمايد و ما را از يارانش قرار دهد .
بيست و دوم : تسليم بودن و عجله نكردن
سخن در اينجا در دو بخش بيان مىگردد :
بخش اوّل : در بيان قسمتى از روايات رسيده از امامان
1 - در كافى به سند خود ، از عبد الرحمن بن كثير آورده كه گفت : در محضر امام صادق عليه السّلام بودم كه مهزم بر آن حضرت وارد شد و عرضه داشت : فدايت شوم ! خبر ده مرا از اين امرى كه منتظرش هستيم ، چه وقت خواهد بود ؟ حضرت صادق عليه السّلام فرمود : اى مهزم ! وقتگذاران دروغ گويند و عجلهكنندگان هلاك گردند و تسليمشدگان نجات يابند . « 2 »
2 - و از ابراهيم بن مهزم ، از پدرش آمده ، كه گفت : در محضر امام ابو عبد اللّه عليه السّلام از پادشاهان آل فلان سخن به ميان آورديم ، آن حضرت فرمود : همانا مردم به خاطر عجله كردنشان براى اين امر هلاك گشتند ، خداوند به جهت عجله بندگان ، عجله نمىكند ، به درستى كه براى آن ، امر آخرى هست كه به آن خواهد رسيد ، پس هرگاه به آن رسيدند ، نه ساعتى پيش و نه پس مىافتند . « 3 »
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، 2 / 654 باب 57 ح 22 .
( 2 ) . اصول كافى ، 1 / 368 و 369 .
( 3 ) . اصول كافى ، 1 / 368 و 369 .