مىفرمود : و اللّه اين مطلب در كتاب خدا كاملا روشن است كه مىفرمايد :
إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ
« 1 » ؛ اگر بخواهيم از آسمان آيتى فرود آوريم ، پس بر آن گردن نهند ، درحالىكه به آن خاضع باشند . پس آن روز احدى در زمين باقى نمىماند ، مگر اينكه در مقابل آن نشانه سر فرود آورد و بر آن گردن نهد و همهء اهل زمين وقتى بشنوند صدايى از آسمان بلند است كه : آگاه باشيد ! كه حقّ با على بن ابى طالب و شيعيان او است ، ايمان مىآورند . و چون فرداى آن روز شود ، ابليس بر هوا رود ، تا جايى كه از چشم زمينيان مخفى گردد ، آنگاه بانگ برآورد كه : توجّه كنيد حق با عثمان بن عفان و شيعيان او است ، زيرا كه او مظلوم كشته شد ، خونش را مطالبه كنيد . حضرت فرمود : پس در آن هنگام خداوند مؤمنان را با قول ثابت بر حقّ استوار مىسازد ، كه همان نداى اوّل است . ولى آنها كه در دلشان مرض هست - كه مرض به خدا قسم ! دشمنى ما است - در شك مىافتند ، در آن هنگام از ما دورى جويند و ما را اهانت مىكنند و مىگويند : منادى اول سحرى بود از سحرهاى اين خاندان . سپس حضرت ابو عبد اللّه صادق عليه السّلام اين آيه را تلاوت كرد :
وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ
« 2 » ؛ و چون آيهاى را ببينند روى برتافته و مىگويند سحرهاى پىدرپى است .
10 - و از محمد بن الصامت است كه گفت : به امام صادق عليه السّلام عرضه داشتم : آيا علامتى پيش از اين امر نيست ؟ فرمود : چرا . عرض كردم : آن چيست ؟ فرمود : به هلاكت رسيدن عبّاسى و خروج سفيانى و كشته شدن نفس زكيّه و فرورفتگى در بيداء و صدايى از آسمان ، گفتم : فدايت شوم ! مىترسم كه اين امر طول بكشد . فرمود : نه . البته آن بسان دانههاى منظم تسبيح پىدرپى خواهد شد .
11 - و از حمران بن اعين از امام صادق عليه السّلام است كه فرمود : از امور حتمى كه ناگزير پيش از قيام حضرت قائم عليه السّلام بايد واقع شود : خروج سفيانى است و فرورفتگى در بيداء و كشته شدن نفس زكيّه و نداكنندهاى از آسمان .
12 - و از زراره بن اعين است كه گفت : شنيدم حضرت ابو عبد اللّه صادق عليه السّلام مىفرمود :
آوازدهندهاى از آسمان بانگ خواهد زد : فقط فلانى امير است ، و منادى ديگر ندا مىكند : البته كه على و شيعيان او پيروزند . به آن حضرت عرض كردم : پس از اين ندا ديگرچه كسى با
هامش
( 1 ) . سورهء شعراء ، آيه 4 .
( 2 ) . سوره قمر ، آيه 2 .