تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
عرضه داشتم : اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله ! امام بعد از حسن كيست ؟ پس آن حضرت به شدّت گريست ، آن‌گاه فرمود : البته بعد از حسن ، پسرش آن‌كه قائم به حق و مورد انتظار است ، مىباشد . گفتم : اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله ! چرا قائم ناميده شده ؟ فرمود : زيرا كه او پس از آن‌كه يادش مرده باشد و بيشتر معتقدان به امامتش برگشته باشند ، قيام كند [ و بپاخيزد ] . گفتم : چرا منتظر ناميده شده ؟ فرمود : چون‌كه او را غيبتى است كه روزهاى بسيار و مدّتى طولانى دارد ، پس مخلصان منتظر خروجش باشند و اهل ترديد انكارش كنند و جاحدان ياد او را به استهزا گيرند و وقت‌گذاران در آن دروغگو شوند و عجله‌كنندگان در آن هلاكت گردند و تسليم‌شوندگان در آن نجات يابند . « 1 » 10 - از على بن مهزيار آمده كه گفت : به حضرت ابو الحسن صاحب العسكر ، امام هادى عليه السّلام نامه‌اى نوشتم و دربارهء فرج از آن جناب پرسيدم ، به من نوشت : هرگاه صاحب شما از منزلگاه ستمگران غايب گشت ، در انتظار فرج باشيد . 11 - در اصول كافى از ابو بصير آمده كه گفت : به حضرت ابو عبد اللّه امام صادق عليه السّلام عرضه داشتم : فدايت شوم فرج كى خواهد بود ؟ فرمود : اى ابو بصير ! تو هم از كسانى هستى كه دنيا مىخواهند . هركس اين امر را بشناسد ، براى او به جهت انتظار كشيدنش فرج شده است . « 2 » مىگويم : ظاهرا چون مقصود از فرج ، يارى كردن امام عليه السّلام و جهاد در ركاب او است ، امام صادق عليه السّلام بيان فرمود كه اين مقصود براى شيعيان حاصل است ، چون منتظر فرج هستند و توجّه داد كه لازم و شايسته است كه غرض آن‌ها از انتظار اين مقصود بزرگ باشد نه رسيدن به شهوت‌هاى نفسانى و لذّت‌هاى جسمانى - چنان‌كه شيوهء بيشتر افراد چنين است - و مؤيّد اين مطلب در مبحث چهارم خواهد آمد . 12 - در بحار از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام آمده كه فرمود : منتظر فرج باشيد و از رحمت خداوند نااميد نشويد ، به درستى كه خوشايندترين اعمال نزد خداوند - عزّ و جلّ - انتظار فرج است . « 3 » 13 - از آن حضرت عليه السّلام است كه فرمود : عمل‌كننده به امر ما ، فردا [ ى قيامت ] در حضيرة القدس [ درجهء عاليهء بهشت ] با ما خواهد بود و منتظر امر [ حكومت ] ما ، همچون غوطه‌ور شده به خونش در راه خدا مىباشد . « 4 »
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، 2 / 378 باب 36 ح 3 . ( 2 ) . اصول كافى ، 1 / 371 . ( 3 ) . بحار الانوار ، 52 / 123 باب 22 ح 7 . ( 4 ) . بحار الانوار ، 52 / 123 ح 7 .