نهم بحار « 1 » به نقل از كتاب « الروضه » و كتاب « الفضائل » به سند مرفوعى از عبد اللّه بن ابي اوفى ، از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله آورده كه فرمود : چون خداوند ابراهيم خليل عليه السّلام را آفريد ، پرده از چشمش برداشت ، پس به سوى عرش نگريست ، آنگاه نورى مشاهده كرد ، عرضه داشت ، اى خداوند و سيّد من ! اين نور چيست ؟ فرمود : اين محمد برگزيدهء من است . ابراهيم گفت : اى خداوند و سيّد من ! در كنارش نور ديگرى مىبينم ؟ ! فرمود : اى ابراهيم ! اين على ياور دين من است . پس گفت :
اى خداوند و سيّد من ! نور سومى در كنارش مىبينم ؟ ! فرمود : اى ابراهيم ! اين فاطمه است در كنار پدر و همسرش ، او دوستانش را از آتش بازگرفته است . ابراهيم گفت : اى خداوند و سيّد من ! دو نور ديگر هم در كنار آن سه نور مىبينم ؟ ! فرمود : اى ابراهيم ! اينان حسن و حسين هستند كه در پى پدر و جدّ و مادرشان مىباشند . ابراهيم گفت : اى خداوند و سيّد من ! نه نور مىبينم كه پيرامون اين پنج نور را گرفتهاند ؟ ! خداوند فرمود : اينان امامان از فرزندان آنهايند . ابراهيم پرسيد : اى خداوند و سيّد من ! به چه [ نامهايى ] شناخته مىشوند ؟ ! فرمود : اى ابراهيم ! اوّلين آنان على بن الحسين است ، و محمد فرزند على ، و جعفر فرزند محمد ، و موسى فرزند جعفر ، و على فرزند موسى ، و محمد فرزند على ، و على فرزند محمد ، و حسن فرزند على ، و محمد فرزند حسن كه قائم مهدى است .
ابراهيم عرضه داشت : اى خداوند و سيّد من ! نورهايى پيرامون ايشان مىبينم كه شمار آنها را كسى جز تو نمىداند ؟ ! فرمود : اى ابراهيم ! آنها شيعيان و دوستانشان هستند . گفت : خداوندا ! به چه نشانههايى شيعيان و دوستانش شناخته مىشوند ؟ ! فرمود : به خواندن پنجاه و يك ركعت نماز و بلند گفتن :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *
و قنوت گرفتن پيش از ركوع و سجدهء شكر و انگشترى به دست راست كردن . ابراهيم گفت : خداوندا ! مرا از شيعيان و دوستانشان قرار ده ، خداوند فرمود : البته تو را چنين قرار دادم ، پس دربارهء او خداوند اين آيه را نازل فرمود :
وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ * إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ
« 2 » ؛ و به درستى كه از شيعيان او ابراهيم است ، كه با دلى پاك از هرگونه آلايش به پروردگار ايمان آورد .
و از جمله نيز ، در مجلّد نهم بحار « 3 » از غيبت شيخ طوسى ، از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله روايت مسندى آورده كه : « وصيّتى كه امير المؤمنين عليه السّلام به املاى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله نوشته ، و پيغمبر امر فرمود كه
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، 36 / 213 باب 40 ح 15 .
( 2 ) . سورهء صافات ، آيه 83 و 84 .
( 3 ) . بحار الانوار ، 36 / 261 باب 41 ح 81 .