و النّصر و العافية ، و لا تسؤني في نفسي و لا في فلان » ، به جاى كلمهء فلان نام هركس را بخواهد مىبرد . « 1 »
اگر بگوييد : چه جهت دارد كه دلالت اين دعا براى تعجيل فرج حضرت صاحب الزمان عليه السّلام باشد ؟
مىگويم : وجه استدلال به اين دعا در بخش چهارم كتاب در حرف « ف » گذشت كه با فرج آن حضرت ، فرج تمام اولياى خدا حاصل مىگردد ، و نيز عافيت و نصرت آنان در زمان ظهور تحقق خواهد يافت ، اضافه بر اينكه در بعضى از روايات اين عبارت چنين است : « و عجّل لوليّك الفرج . . . » .
كه براى كاوشگران در روايات و اخبارى كه از امامان برحق عليهم السّلام رسيده و دعاهايى كه از ايشان نقل شده ترديدى نيست كه : منظور از ولىّ - در آنجا كه بهطور مطلق بيايد مثل همين مورد - خصوص مولى صاحب الزمان عليه السّلام است . براى روشن شدن صحّت مطلب به دعاى مولاى ما حضرت ابو الحسن على بن موسى الرضا عليهما السلام و دعايى كه بعد از نماز شب روايت شده ، و زيارت روز جمعه و . . . مراجعه شود .
اگر بگوييد : احتمال دارد كه « ولىّ » در اينجا به معنى مؤمن باشد ، چون اطلاق ولىّ بر آن نيز در روايات شايع است .
مىگويم : اين احتمال بعيد و توجيه بىپايهاى است ، زيرا كه آنچه ما ذكر كرديم به چند وجه نيز تأييد مىشود ، از جمله :
1 - آنچه در فضيلت اين دعا روايت گرديده كه موجب تشرف به ديدار حضرت صاحب الامر عليه السّلام مىشود ، بر آگاهان به شيوهها و سبكها و ويژگىهاى دعاها پوشيده نيست كه مترتب شدن اين اثر بدين جهت است كه اين دعا در حقّ صاحب الامر - عجّل اللّه فرجه الشريف - مىباشد .
2 - آنچه از بعضى از دعاها - مثل دعاى روز عرفه از صحيفه سجّاديه - و بعضى از روايات استفاده مىشود كه از آداب دعا مقدّم داشتن دعا در حقّ صاحب الزمان - روحى فداه - پس از حمد خداوند و صلوات بر پيغمبر و آل او عليهم السّلام مىباشد ، كه پيش از دعا براى خودش براى آن حضرت دعا كند ، و دعاى مورد بحث به همين ترتيب است .
3 - غالبا دعا براى فرج و پيروزى و عافيت در دعاهايى كه از امامان عليهم السّلام رسيده مخصوص به حضرت صاحب الزمان - صلوات اللّه عليه - است ، پس از تمام اين مطالب كسى كه با كلمات ائمه عليهم السّلام
هامش
( 1 ) . مكارم الاخلاق : 284 .