و چون تمام نعمتها به بركت وجود مولى صاحب الزمان - صلوات اللّه عليه - به ما مىرسد ، بر ما لازم است شكرانهء وجود حضرتش را با دعا كردن و مانند آن بجاى آوريم . چون شكر واسطهء نعمت مانند شكر صاحب نعمت واجب است - چنانكه اين معنى در روايات آمده - در بخش سوم كتاب و در حرف « ن » از همين بخش نيز مطالبى آورديم . در بخش پنجم نيز ان شاء اللّه توضيح بيشترى خواهد آمد .
در اينجا مناسب است حديثى كه در خرايج و بحار روايت شده بياوريم : « عن أبي جعفر عليه السّلام قال : إذا قام قائمنا وضع يده على رؤوس العباد فجمع به عقولهم و أكمل به أخلاقهم » « 1 » ؛ حضرت باقر عليه السّلام فرمود : چون قائم ما بپاخيزد دست خود را بر سر بندگان مىنهد ، پس به وسيلهء آن عقلهايشان جمع و اخلاقشان كامل مىشود .
يكى از علما رحمه اللّه گفته : منظور همين دست ظاهرى است كه بهطور معجزهآسا بر سر تمام بندگان قرار مىدهد .
مىگويم : احتمال دارد كه منظور از « يد » قدرت يا حكومت باشد كه معنى چنين شود : هرگاه آن حضرت بپاخيزد بر همهء بندگان مستولى گردد و سلطه يابد ، و حكومت آن حضرت بر همه جا سايه افكند ، و به اين وسيله عقول را جمع و اخلاق را كامل گرداند ، زيرا كه اهل فسق و فجور و كفر و الحاد از بين مىروند .
2 - يمن آن حضرت عليه السّلام
ميمنت وجود امام عصر - عجّل اللّه فرجه الشريف - از آنچه در اين كتاب آورديم معلوم مىگردد .
بهتر آن است كه اين بخش را با چند بيت كه شبى از شبها به خاطرم رسيده و بر زبانم جارى گرديده ، ختم كنم . هرچند كه آن حضرت از مدح من و امثال من بالاتر است . ولى هديهاى است از كوچك به بزرگ كه آن را براى اصلاح حالم و رسيدن به آرزوهايم در دنيا و آخرت به شفاعت مولى و آقايم تقديم مىنمايم :
قد هاج حزني و قلبي صار منكمدا * لهجر من حسنه للعالمين بدا
خير الورى نسبا ، شمس الهدى حسبا * و أفضل الخلق أعوانا و محتشدا
قد حار ذو اللّبّ في إدراك رتبته * و العقل في نعته أعيى و انخمدا
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 52 / 328 .