تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
نمىكنم تا اين‌كه از پروردگارم بار ديگر كسب تكليف نمايم . سپس به سوى خداوند تبارك و تعالى بازگشت ، و عرض كرد : پروردگارا ! من به آن شهر رفتم فلان بنده‌ات را ديدم كه تو را مىخواند و به درگاه تو تضرّع دارد ، خداوند فرمود : برو براى انجام آنچه دستورت دادم كه اين شخصى است كه هيچ‌گاه چهره‌اش از خشم براى من برآشفته نگرديده است . « 1 » و اخبار بسيار ديگر ، كه منظور اين است كه مؤمن اگر منكرى ديد كه نتوانست از آن نهى كند و باز دارد ، با دل آن را انكار نمايد و از خداوند متعال بخواهد كه شخص تواناى بر دفع منكر را برانگيزد . همچنين بايد براى كسى كه نهى از منكر مىكند دعا نمايد ، و اين حالت براى مؤمنين و مؤمنات فطرى است كه در نهاد آنان هست . و چون مىدانيم كه برطرف‌كنندهء تمام منكرات و ريشه‌كن سازندهء تمام بدىها و خلاف‌ها همان قائم مهدى - عجّل اللّه فرجه الشريف - مىباشد ، بر ما لازم است از خداوند - عزّ و جلّ - بخواهيم كه به خاطر دفع منكرات و منهيات گوناگون ، فرجش را نزديك گرداند و او را يارى و تأييد فرمايد .

5 - نداى آن حضرت عليه السّلام

عقل و شرع بر ما لازم مىكنند كه به موجب يارى خواستن آن حضرت از ما ، برايش دعا كنيم ، نداى آن حضرت در توقيع شريف در احتجاج و غير آن آمده كه فرمود : « و أكثروا الدّعآء بتعجيل الفرج فإنّ ذلك فرجكم » « 2 » ؛ و براى تعجيل فرج بسيار دعا كنيد كه آن فرج شما است . بيان اين فرمايش در بخش پنجم خواهد آمد ، ان شاء اللّه تعالى . اين نكته كه نداى آن حضرت - صلوات اللّه و سلامه عليه - به حكم عقل موجب دعا كردن باشد نيازى به توضيح ندارد ، چون هرعاقل باانصافى اگر متوجه شود كه يك شخصيت برجسته و عظيم كه حقوق واجب بسيارى بر او دارد ، حقش غصب گشته و به وى ظلم رسيده ، چنين شخصيتى او را صدا كرده و به يارى طلبيده آيا عقل او را به اجابت نداى آن شخصيت و سرعت در پيروى از آن دعوت ، برنمىانگيزد ؟ چرا به خدا قسم ! به‌خصوص اگر انسان اهل محبّت و ولايت باشد . و در بخش سوم كتاب مطالب مناسبى در اين زمينه گذشت . و امّا دلالت شرع بر اين امر در روايات فراوانى به چشم مىخورد ، از جمله : در اصول كافى از امام صادق عليه السّلام روايت است كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله فرمود : هرآن‌كه صبح كند درحالىكه به امور
هامش
( 1 ) . كافى : 5 / 58 . ( 2 ) . احتجاج : 2 / 284 .