و در همان كتاب نيز از معلّى بن خنيس روايت شده كه گفت : روزى به حضرت ابو عبد اللّه صادق عليه السّلام گفتم : قربانت شوم ، آل فلان ( يعنى بنى العباس ) را به ياد آوردم و آن نعمتهايى كه در آن هستند ، پس با خود گفتم : اگر رياست دست شما بود ما هم با شما در نعمت بوديم و زندگى خوبى داشتيم . فرمود : هيهات اى معلى ! قسم به خداوند كه اگر زمام امور در دست ما بود ، جز بيدارى شبها و گشتوگذار و فعاليت روزها و جامهء زبر پوشيدن و غذاى سخت خوردن ، چيز ديگرى نبود . پس اين امر از ما بر كنار شد ، آيا جز اين مورد هرگز ديدهاى كه خداوند متعال بردن حقّى را نعمت قرار دهد ؟ « 1 »
و در بحار از شيخ طوسى به سند خود از ابو نصر از حضرت امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : براى خروج قائم عليه السّلام چرا عجله مىكنيد ؟ به خدا قسم لباسش جز زبر و غذايش غير از جو سبوسدار نيست . [ خروج ] او جز با شمشير و مرگ در سايه شمشير نخواهد بود . « 2 »
و از همان كتاب از حضرت رضا عليه السّلام منقول است كه فرمود : شما امروزه راحتى بيشترى داريد از آن هنگام . راوى عرضه داشت : چطور ؟ فرمود : اگر قائم عليه السّلام بپاخيزد جز خون و عرق و رنج چيزى نيست . مردم سوار بر اسبها هرسوى خواهند تاخت . لباس قائم عليه السّلام زبر و غذايش سخت خواهد بود . « 3 »
3 - زيارت آن حضرت عليه السّلام از قبر ابى عبد اللّه الحسين و ساير معصومين عليهم السّلام
شاهد بر اين معنى مطلبى است كه در بحار ضمن بيان واقعهء جزيرهء خضراء آمده كه : سيّد شمس الدين در پاسخ راوى كه پرسيد : آيا امام - عجّل اللّه فرجه الشريف - حج انجام مىدهد ؟ فرمود :
دنيا براى مؤمن يك گام است ، آن وقت نسبت به كسى كه دنيا جز به وجود او و پدرانش برپا نيست ، چطور ؟ آرى ! او هرساله حج بجا مىآورد و پدرانش را در مدينه و عراق و طوس زيارت مىكند . « 4 »
و اما رجحان دعا براى زوّار قبور ائمه معصومين عليهم السّلام بر كسى كه به نور اسلام روشنى يافته باشد ، پوشيده نيست . روايتى كه معاويه بن وهب از امام صادق عليه السّلام نقل كرده نيز بر اين معنى دلالت دارد ، كه آن حضرت براى زائرين حسين عليه السّلام با دعايى طولانى دعا كرد ، و براى آنان ثواب
هامش
( 1 ) . كافى : 1 / 410 .
( 2 ) . بحار الانوار : 52 / 354 .
( 3 ) . بحار الانوار : 52 / 358 .
( 4 ) . بحار الانوار : 52 / 174 .