پدرش فوت كرد ، و بعضى مىگويند : دو سال پيش از فوت پدرش متولد شد ، مگر اينكه خداوند - عزّ و جلّ - دوست دارد كه شيعه را امتحان كند ، پس در آن هنگام است كه تشكيك و توهّم اهل باطل آغاز مىشود .
زراره گويد : پرسيدم اگر آن زمان را درك كردم چه عملى انجام دهم ؟ فرمود : اى زراره ! اگر آن زمان را درك كردى اين دعا را بخوان : « اللّهمّ عرّفني نفسك فإنّك إن لم تعرّفني نفسك لم أعرف نبيّك ؛ اللّهمّ عرّفني رسولك ، فإنّك إن لم تعرّفني رسولك لم أعرف حجّتك ؛ اللّهم عرّفني حجّتك ، فإنّك إن لم تعرّفني حجّتك ضللت عن ديني » ؛ « 1 » پروردگارا ! تو مرا به خود بشناسان ، اگر خودت را به من نشناسانده بودى پيامبرت را نمىشناختم . پروردگارا ! تو رسولت را به من بشناسان كه اگر رسول خود را به من معرفى نمىكردى حجّت تو را نمىشناختم . پروردگارا ! حجّت خودت را به من بشناسان كه اگر حجّتت را به من نمىشناساندى از دين خود گمراه بودم .
مىگويم : در حديث ديگرى اين دعا به اين صورت آمده : « اللّهمّ عرّفني نفسك فإنّك إن لم تعرّفني نفسك لم أعرفك ؛ اللّهمّ عرّفني نبيّك ، فإنّك إن لم تعرّفني نبيّك لم أعرفه قطّ ؛ اللّهم عرّفني حجّتك ، فإنّك إن لم تعرّفني حجّتك ضللت عن ديني » ؛ « 2 » خدايا ! خودت را به من بشناسان كه اگر خودت را به من نشناسانده بودى ، تو را نشناخته بودم . خدايا ! پيامبرت را به من بشناسان كه اگر پيامبرت را به من نشناسانده بودى هرگز او را نمىشناختم . خدايا ! حجّت خودت را به من بشناسان كه اگر تو او را به من نمىشناساندى از دينم گمراه مىشدم .
و در كافى ضمن خطبهاى از امير المؤمنين عليه السّلام آمده : و تو اى پروردگار ! زمينت را از حجّتت بر آفريدگانت خالى نمىگذارى ، چه ظاهر باشد كه اطاعت نشود يا ترسان گمنام تا حجّت تو باطل نگردد و دوستانت پس از هدايت گمراه نگردند . « 3 »
در بخش دوم از امام موسى بن جعفر عليهما السلام روايتى گذشت كه فرمود : او پنجمين فرزند من است ؛ او را غيبتى است طولانى به خاطر ترس بر خودش .
و در كمال الدين به سند خود ، از حضرت امام سجاد عليه السّلام آمده كه فرمود : در حضرت قائم عليه السّلام از هفت پيغمبر شيوه و روش هست : شيوهاى از پدرمان آدم و شيوهاى از ابراهيم و شيوهاى از موسى و شيوهاى از عيسى و شيوهاى از ايّوب و شيوهاى از محمد عليهم السّلام ؛ امّا از آدم و نوح طول عمر ، و امّا از ابراهيم مخفى بودن ولادت و دورى از مردم ، و از موسى ترس و غيبت ، و امّا از
هامش
( 1 ) . كافى : 1 / 337 .
( 2 ) . بحار الانوار : 53 / 187 .
( 3 ) . كافى : 1 / 339 .