و امّا وجه تشبيه آن حضرت به شهاب ثاقب ؛ شايد به خاطر اين باشد كه بهطور ناگهانى ظهور مىكند ، چنانكه اين معنى در چند روايت آمده ، و يا اينكه مانند ستارهء شهاب مىدرخشد . شاهد بر اين احتمال رواياتى است كه در باب ( نور آن حضرت ) خواهد آمد ، و يا به خاطر اينكه شياطين را طرد و دفع مىكند ، همانطوركه با شهاب ثاقب طرد مىشوند . خداوند متعال مىفرمايد :
إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ ؛
« 1 » جز آنكه كسى ( از شياطين ) بخواهد از علم بالا بربايد كه شهابى فروزان او را دنبال مىكند .
2 - جريان روزى ما بر دست آن حضرت عليه السّلام
در بخش سوم كتاب مطالبى در بيان اين معنى گذشت .
3 - جهاد آن حضرت عليه السّلام
در دعايى كه از حضرت امام رضا عليه السّلام دربارهء حضرت حجّت عليه السّلام روايت شده ، چنين آمده است : بزرگوار ، مجاهد ، تلاشگر . « 2 »
و در بحار از حضرت امام باقر عليه السّلام روايت است كه فرمود : او خونخواه ، با تأسف و غضبناك خروج مىكند به خاطر غضب خداوند بر اين خلق ، پيراهنى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله روز احد پوشيده بود بر اندام اوست ، و عمامهء سحاب و زره سابغه و شمشير ذو الفقار پيغمبر با اوست ، شمشير بر شانه مىگذارد و تا شش ماه از كشته پشته مىسازد . « 3 »
و از همان حضرت دربارهء فرمودهء خداوند متعال :
وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ ؛
« 4 » و با آنان بجنگيد تا اينكه فتنهاى نباشد و تمامى دين براى خدا گردد . منقول است كه فرمود : تأويل اين آيه هنوز نيامده ، پس از آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله براى احتياج خود و اصحابش آنان را رخصت داده بود ، كه اگر تأويل آن آمده بود از آنها پذيرفته نمىشد ، ولى با آنها جنگ مىشود تا اينكه توحيد خداوند - عزّ و جلّ - برقرار و هيچ شركى باقى نماند . « 5 »
و از بشير نبّال است كه گفت : به حضرت باقر عليه السّلام عرض كردم : آنها مىگويند : هرگاه مهدى عليه السّلام قيام كند ، خودبهخود امور برايش درست مىشود و به قدر يك حجامت هم خون نمىريزد ؟
هامش
( 1 ) . سوره صافات ، آيه 10 .
( 2 ) . بحار الانوار : 95 / 333 .
( 3 ) . بحار الانوار : 52 / 361 .
( 4 ) . سوره انفال ، آيه 39 .
( 5 ) . كافى : 8 / 201 .