روييده ، انگار كه ميانهء صفحهء نقرهء خالص خطى كشيده شده باشد ، و گردن و شانههايش بسان گلابپاش سيمين بود . بينى كشيدهاى داشت كه هنگام آشاميدن آب ، نزديك بود به آب برسد ، هنگام راه رفتن محكم قدم برمىداشت كه گويا به سرازيرى فرود مىآيد . بارى ، نه قبل و نه بعد از پيغمبر خدا كسى مثل او ديده نشده است . « 1 »
و در بحار از كتاب غيبت شيخ طوسى روايت شده كه امير المؤمنين عليه السّلام بالاى منبر فرمود :
رادمردى از فرزندان من در آخر الزمان بپامىخيزد كه سفيدرنگ پرسرخى است ، شكمش فربه و رانهايش عريض و استخوان دو شانهاش بزرگ ، دو خال در پشتش هست يكى به رنگ پوستش و ديگرى مانند خال پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله . « 2 »
و از طريق عامّه از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله مروى است كه فرمود : مهدى طاووس اهل بهشت است . « 3 »
و از حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله آمده كه فرمود : مهدى ، مردى از فرزندان من است ، رنگ او رنگ مردم عرب و بدن او بدن بنى اسرائيل ( قوى و درشت استخوان ) ، بر گونهء راستش خالى است كه مثل ستاره درخشنده است . « 4 »
و نيز از حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله نقل است كه فرمود : مهدى از ما ، فراخپيشانى و باريكبينى است . « 5 »
و در كتاب تبصرة الولىّ فيمن رأى القائم المهدىّ عليه السّلام از ابو نعيم محمد بن احمد الانصارى نقل كرده كه گفت : عدّهاى از مفوّضه و مقصّره ، كامل بن ابراهيم مدنى را به خدمت حضرت ابو محمد امام حسن عسكرى عليه السّلام به سامره فرستادند كه با آن حضرت مناظره كند . كامل گويد : با خود انديشيدم كه از آن حضرت سؤال خواهم كرد كه داخل بهشت نشود جز آنكه معرفتش مثل من و اعتقادش مانند من باشد . و چون بر سرورم حضرت ابو محمد وارد شدم ، ديدم جامههاى نرم و سفيدى در تن اوست ، با خود گفتم : ولىّ و حجت الهى جامههاى نرم مىپوشد ، درحالى كه به ما امر مىكند با برادران دينى مواسات و همدردى كنيم ؛ و از پوشيدن چنين جامههايى نهى مىنمايد ! كه ناگاه با تبسّم ، آستين خود را بالا زد ، ديدم كه پلاس زبر سياهى بر پوست بدنش بود ، فرمود : اين براى خداست و اين براى شما . خجالت كشيدم و كنار درى نشستم كه پردهاى بر
هامش
( 1 ) . كافى : 1 / 443 .
( 2 ) . بحار الانوار : 51 / 35 .
( 3 ) . بحار الانوار : 51 / 91 .
( 4 ) . بحار الانوار : 51 / 95 .
( 5 ) . بحار الانوار : 54 / 80 .