مرحلهء يازدهمعقل و عاقل و معقول
هر چند كه در اين عنوان ، عقل به معنى اصطلاحى آن ، يعنى ادراك كليات بهكار رفته است نه جزئيّات ، ليكن مباحث اين مرحله ، همهء موارد ادراك را اعم از جزئى و كلّى در بر مىگيرد .
فصل اول : تعريف علم و اقسام آن
وجود علم از ضروريات عقلى است و از طريق وجدان قابل درك است ، مفهوم آن نيز ، امرى بديهى است و اثبات آن نيازمند برهان نيست .
ما در اين فصل برآنيم كه از خصوصىترين ويژگىهاى علم بحث و جستجو به عمل آوريم .
در مبحث وجود ذهنى پيش از اين گفته شد كه ما نسبت به اشياء خارج از خودمان نوعى علم و آگاهى داريم ، بدين معنى كه اشياء خارج از ما با ماهيات خود بهطور كامل در نفس ما حضور مىيابند ، بدون وجود خارجى كه منشأ ترتيب آثار خارجى آنها است .
اينگونه علم و آگاهى را علم حصولى مىنامند .
گونهء ديگرى از علم آن است كه هر يك از ما به ذات خويشتن داريم . بدان اشاره