ديگرى نيز در زمان آن قرار گيرد آن را متى غيرحقيقى گويند . چنانكه گوييم : فلان حادثه در ساعت پنج يا روز جمعه ، ماه خرداد ، سال . . . قرن . . . اتفاق افتاد . فرق بارز ميان ايْن و متى از جنبهء مورد بحث اين است كه يك زمان واحد قابل اشتراك و انطباق با حركات بسيار است ، ليكن ايْن خاص يك جسم جز همان جسم را شامل نتواند شد .
تقسيم ديگرى در مورد مَتى بر حسب اقسام حوادث زمانى است . حوادث زمانى يا داراى وجود تدريجى است كه با خود زمان انطباق مىيابد و يا داراى وجود آنى است كه به كرانهء زمان منسوب مىشود ، مانند همهء اقسام اتّصال و انفصال و تماس كه بين دو يا چند چيز برقرار شود . « 1 »
در تقسيم ديگر ، متى يا ذاتى است و يا عَرضى . ذاتى آن است كه خود حركات منطبق بر زمان را عارض مىگردد و متى عرضى مربوط به متحرّكهاست ، كه از طريق حركات خاصّ خود بر زمان انطباق مىيابد و گرنه شىء متحرّك از جهت ذات داراى متى نخواهد بود . البته بايد توجه داشت كه اين رأى آن گروه از حكماست كه به حركت جوهرى قائل نيستند ، اما بر حسب نظريه حركت جوهرى ، چنانكه پس از اين مىآيد ، فرقى بين حركت و متحرك در متى نيست . « 2 »
هامش
( 1 ) . در اين تقسيمبندى از آنجا كه حوادث جهان دوگونه بيشتر نيست ، يا تدريجى الوجود و يا آنى الوجود ، يعنى يك دسته حوادث در طول زمان و منطبق با آن اتفاق مىافتد ، و هر بخش از آن منطبق با بخشى از زمان است و يك دستهء ديگر در طرف زمان يعنى در مرز و كرانهء آن ، چون بر خود زمان قابل انطباق نيست ، و آنى است و قابل تقسيم نيست ، مانند برخورد دو شىء يا گسستن و يا تماس بين اشياء . قسم ديگر حوادث تدريجى است ، مانند همهء حوادث غير آنى .
بر اين اساس متى نيز يا تدريجى خواهد بود و يا آنى
( 2 ) . به نظر حكماى پيش از ملاصدرا ، حركت تنها در بعضى از مقولات دهگانه واقع مىشود ، كه متفقٌعليه آن ، كيف و كم و اين و وضع است . در مورد حركت در جوهر بين حكما اختلاف است ؛ تا قبل از ملاصدرا حكيمى كه قائل به حركت جوهرى باشد شناخته نيست و ملاصدرا اولين متفكرى است كه حركت در جوهر را با استدلال روشن و بيان صريح اثبات كرده است . البته كسانى به حركت جوهرى قائل بودهاند ، اما در توجيه و اثبات آن ناتوان ماندهاند .
بر اين اساس ، حركت در كيف و كم و ايْن و وضع و جوهر ، پنج قسم متى ، ايجاب مىكند كه هر يك به همان نام مقولهء محل و موضوع خود خوانده مىشود