فرموده : « بىگمان دين در نزد خداوند اسلام است » ، « هر كس به جز اسلام آيين ديگرى بجويد ، هرگز از او پذيرفته نخواهد شد و او در آخرت از زيانكاران است . »
شما موقعيّت خودتان را در نزد ما مىدانيد ، شما به جهت همجوارى با حضرت رسول صلى الله عليه و آله مورد محبّت ما هستيد . ما هرگز در نظر نداريم كه در مورد شما كارى انجام دهيم كه به ضرر شما باشد و يا عرصه را بر شما تنگ سازد .
ما با ساكنان خانهء خدا و حرم امن الهى نيز چنين كرديم . از روزى كه آنها به فرمان ما گردن نهادند ، جز احترام از مانديدند .
ما براى زيارت حرم پيامبر به سوى شما گام برمىداريم . اگر دعوت اسلام را پذيرا شويد در امان خدا و در زير حمايت من بوده و از هر گونه تجاوز به جان و مال مصون و محفوظ خواهيد بود .
پاسخ اين نامه را با هر مطلبى كه داشتيد ، توسّط آدم من صالح بن صالح به من ابلاغ كنيد والسّلام . »
هنگامى كه اين نامه به وسيلهء « صالح بن صالح » به اهالى مدينه رسيد ، به وضع فجيعى آنها را به وحشت انداخت . آنان چون از فاجعهء وحشتناك طائف آگاهى داشتند و همهء يكتا پرستان از آنچه در طائف انجام شده بود به سختى دچار حيرت و وحشت شده بودند ، به نامهء سعودبن عبدالعزيز پاسخ ندادند ، « آرى » و يا « خير » نگفتند .
در اثر بىجواب ماندن نامهء سعود از طرف اهالى مدينه ، « بداى بن بدوى » در اواسط سال تحرير نامه ، پس از تسخير « ينبع بحرى » به قصد تسخير قلعهء مستحكم مدينهء منوّره ، به سوى دارالهجرهء پيامبر حملهور شد و از طرف دروازهء « عنبريّه » تهاجم سختى نمود . كه با قافلهء حجّاج شامى
تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: مهدى پور
ص٨٣