و شريف فهيد كه از نوابغ روزگار بود ، از پذيرش آن امتناع ورزيد و اين قضيّه موجب رنجش خاطر او شد و سرانجام فرماندهى اين سپاه را خود به عهده گرفت و پندهاى حكيمانهء شريف فهيد را بر ترس و بزدلى حمل كرد و به آن گوش نداد .
از بررسى پيامدهاى اين تصميم گيرى شتابزده ، استفاده مىشود كه بىتوجّهى به پندهاى حكيمانهء شريف فهيد ، اشتباه بزرگى بوده است .
هنگامى كه شريف غالب به وادىِ « شَعرا » رسيد و در برابر قلعهء آن قرار گرفت ، همّت خود را مصروف ضبط و تسخير آن نمود . در آن هنگام وهّابيان از قلعهء شعرا با توپ و تفنگ به مقابله و دفاع از خود پرداختند .
شريف غالب اعلام كرد :
« من به هر تقدير بايد اين قلعه را ضبط و تسخير كنم . تا اين قلعه را ويران نكنم و با خاك يكسان نسازم ، قدمى عقب نشينى نخواهم كرد . »
براى اين منظور در وادى شعرا چادر زد و قرارگاهى ترتيب داد . آنگاه به ايجاد تضييقات بر عليه قلعهء وهّابيان پرداخت .
اين قلعه عبارت از يك خاكريز بسيار كوچكى بود كه فقط از نظر استراتژى حايز اهمّيت بود و لذا به صورت دژ فعّال و سنگر مستحكمى در آمده بود كه 70 تن وهّابى از آن محافظت مىكردند .
شريف غالب اردوى خود را در پيرامون اين قلعه مستقر ساخت و با پرتاب توپ ، تفنگ و خمپاره به مدّت 20 روز بر آنها فشار آورد . امّا اين تضييقات و اعمال فشارها هيچ تأثيرى در وضع افراد محاصره شده بر جاى نگذاشت و كوچكترين اثرى از ضعف و سستى در آنها مشاهده نشد .
شريف غالب اگر اين قلعه را ترك مىكرد و بدون نتيجه از كنار آن مىگذشت ، به نظم و انضباط نظامى و غرور فرماندهى او برمىخورد . و لذا
تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 43
مساهمون: مهدى پور
ص٤٣