او با حيله و دسيسه ، اهالى قطيف را به سوى خود فرا خواند و گروهى از افراد سادهلوح قطيف و بحرين را فريب داد . وى از ميان رؤساى قبايل ، « حسين بن بهرام جنّابى جنابتى » را به آيين باطل خود درآورد ، آنگاه خود به گوشهء انزوا و اختفا خزيد .
گر چه اختفاى يحيى بن ذكرويه مدّتى بس طولانى به درازا كشيد ، ولى يك بار ديگر ظاهر شده ، وانمود كرد كه از طرف حضرت امام مهدى عليه السلام مأموريّت يافته كه از هر يك از گروندگان مبلغ شش درهم و چهار دانق آقچه « 1 » دريافت نموده ، به آن حضرت برساند .
او براى اثبات اين ادّعا ، يك نامهء جعلى به عنوان دستنويس امام عليه السلام ارائه داد و در پرتو آن حيله ، پولهاى بيشمارى گرد آورده ، باز هم ناپديد شد .
يحيى بن ذكرويه يك بار ديگر ظاهر شد و نامهء جعلى ديگرى به عنوان « توقيع شريف امام عليه السلام » ارائه داد كه در آن امر شده بود : همكيشان خمس اموال خود را به او تسليم كنند . و بدين وسيله توانست اموال و اشيايى بيرون از
هامش
( 1 ) - يك ششم درهم را « دانق » گويند و « آقچه » به كوچكترين پول نقرهاى گفته مىشد .