قرار داشت و سرنوشت مردم به دست فرمانروايانى رقم مىخورد كه با ادّعاى :
« اميرالامَرايى » در صدد توسعهء سيطرهء خود بودند .
بر اين اساس همهء واليان - خواه در ولايات دارالخلافهء بغداد ، خواه در ولايات اطراف - افكار استقلالطلبى در سر مىپروراندند .
در اثر ظلم و بىعدالتيهاى فراوان زمامداران ، جان مردم به لب رسيده و از زندگى سير شده بودند .
در اين گيرودار ، ملحدى غدّار به نام « يحيى بن ذكرويه » ( به سال 289 ه . ) به منزل « على بن يعلى » ، يكى از اعيان و اشراف « قطيف » به عنوان مهمان وارد شد و خود را فرستادهء حضرت امام مهدى عليه السلام معرفّى كرد و با شيطنت خاصّى از نزديكشدن ايّام ظهور آن حضرت سخن گفت . « 1 »
هامش
( 1 ) - مهدى منتظر از ديدگاه قرامطه : با توجّه به اين كه قرامطه شعبهاى از اسماعيليّه هستند و آنها مهدى منتظر را پسر اسماعيل و نوهء امام جعفر صادق عليه السلام مىدانند ، آنچه در بخش آغازين كتاب از قول « يحى بن ذكرويه » نقل شده كه خود را فرستادهء امام مهدى معرّفى كرده و نامههاى مجعولى به وى نسبت داده ، به حضرت بقيّة اللَّه ارواحنا فداه مربوط نمىشود ، بلكه منظور « محمّدبن اسماعيل ابن امام جعفر صادق عليه السلام » مىباشد .
اسماعيليّه اصولًا هفت امامى هستند و معتقدند كه خداوند منّان براى ارشاد و هدايت عالميان هفت پيشوا در هفت دوران به شرح زير فرستاده است :
الف : دوران نخستين ، حضرت آدم ابوالبشر عليه السلام
ب : دوران دوّم ، حضرت نوح عليه السلام
ج : دوران سوّم ، حضرت ابراهيم عليه السلام
د : دوران چهارم ، حضرت موسى عليه السلام
ه : دوران پنجم ، حضرت عيسى عليه السلام
ح : دوران ششم ، حضرت محمّدبن عبداللَّه صلى الله عليه و آله
ط : دوران هفتم ، مهدى منتظر ، محمّدبن اسماعيلبن امام جعفر صادق عليه السلام ( « دكتر مصطفى غالب » اين مطلب را با صراحت تمام در كتاب : « الامامة و قائم القيامه » ص 311 تا ص 314 بيان كرده و همهء احاديث مربوط به « مهدى آخرالزّمان » را با « محمّدبن اسماعيل » نوهء امام صادق عليه السلام تطبيق كرده است . )
در منابع قديمى هفت امام را به ترتيب از اميرمؤمنان عليه السلام تا امام جعفر صادق عليه السلام ، سپس اسماعيل را ذكر كردهاند و آن هفت تن را هفت پيامبر اولوالعزم مىنامند و محمّدبن اسماعيل را خاتم و ناسخ اديان قبلى مىدانند و معتقدند كه او زنده است و در بلاد روم زندگى مىكند و روزى ظاهر شده ، دين پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را نسخ مىكند و شريعت تازهاى جايگزين مىگرداند . ( فرق الشّيعهء نوبختى ، ص 73 و المقالات و الفرق اشعرى ، ص 84 ) « مترجم »