مىگردد ، حقوق مالى همانند حق مالكيّت و حق تصرّف در اشياء ، و حقوق ادبى همانند حقّ گزينش و حقّ حضانت . « 1 »
حقوقى مالى نيز به حقوق شخصى و حقوق عينى تقسيم مىگردد ، كه در حقوق شخصى ، صاحب حق بر اشخاص ، حقّ پيدا مىكند ، مثلا طلبكار حق دارد كه از بستانكار بخواهد كه طلب او را پرداخت نمايد ، و كارفرما حق دارد كه از كارگر بخواهد كه كار مورد معاهده را انجام دهد ، و صاحب امانت حق دارد كه امانت خود را از امانتدار مطالبه نمايد ، و يا از او بخواهد كه در امانت تصرّف نكند . ولى در حقوق عينى ، صاحب حق ، حقّ تصرّف در عين اشياء و يا منافع آن دارد .
و به اعتبار ديگر ، به حقوق خاصّه و حقوق عامّه تقسيم مىشود .
در حقوق خاصّه ، صاحب حقّ و يا ولى آن مىتوانند حقّ خود را استيفا كنند ، مثلا اگر جنحه و جنايتى واقع شده ، شخص مصدوم و يا ولى مقتول حقّ دارند كه حقّ خود را از مرتكب جنايت به صورت قصاص و يا ديه استيفا كنند ، و يا از حقّ خود بگذرند و طرف را مورد عفو قرار دهند . اين دسته از حقوق را
هامش
( 1 ) - حقّ نگهدارى ، سرپرستى و رعايت مصالح كودك را ، حقّ حضانت گويند ، كه از آن پدر و مادر است و به هنگام طلاق ، حق حضانت پسر تا دو سالگى و دختر تا هفت سالگى از آن مادر است ( فقه الامام جعفر الصادق ، جلد 5 ، ص 313 ) . « مترجم »