( انظر الى القول لا الى القائل ) ؛
« به سخن بنگر ، نه به سخنگوى » .
و در حديث آمده است :
( الحكمة ضالّة المؤمن ، فخذ الحكمة و لو من اهل النّفاق ) ؛
« حكمت گمشده مؤمن است . حكمت را فراگير ، اگرچه گوينده از اهل نفاق باشد » .
امير مؤمنان عليه السّلام در خطبه معروف « شقشقيّه » مىفرمايد :
لو لا ما أخذ اللّه على العلماء ، أن يقارّوا على كظّة ظالم و لا سغب مظلوم ، لالقيت حبلها على غاربها ؛ « 1 »
« اگر نبود پيمانى كه خداوند از علما و دانايان گرفته ، كه هرگز بر پرخورى ستمگر و گرسنگى مظلوم تحمّل نكنند ، زمام شتر خلافت را بر كوهانش مىبستم و رها مىكردم » .
آرى اگر پذيرش خلافت يك وظيفه شرعى و انسانى نبود ، امير مؤمنان آن را نمىپذيرفت ، كه خلافت از ديدگاه امير مؤمنان عليه السّلام وسيله است نه هدف . يك تكليف الهى است نه يك موقعيّت اجتماعى .
چه تعبير زيبا و سند گوياست كلام خداوند كه مىفرمايد :
وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ ؛
« 2 »
« براى هركسى درجاتى است از آنچه انجام داده است ، و هرگز پروردگار تو از اعمال آنها غافل نيست » .
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبه 3 .
( 2 ) - سوره انعام ، آيه 132 .