« عقل آنست كه به وسيلهى آن خداى پرستيده شود و بهشت تحصيل شود . »
راوى پرسيد : پس آنچه معاويه داشت چه بود ؟ !
فرمود : « آن فطانت و شيطنت بود كه شبيه عقل بود و عقل نيست . »
كسى كه سخنان درربار امام صادق عليه السّلام را به دقّت بررسى كند به روشنى متوجّه مىشود كه آن حضرت در ميان الفاظ و اعمال رابطهاى ناگسستنى معتقد هستند ، از اين رهگذر هر واژهاى كه در بيرون ، مدلول قابل لمس نداشته باشد ، از واژههاى مهمل و بىخاصيّت است ، و يا بايد به معناى ديگرى تفسير شود ، چنان كه امام عليه السّلام عقل معاويه را به شيطنت تفسير فرمود .
پس واژههائى چون : حقّ ، خير ، جمال ، علم ، عقل ، و نظائر اينها ، يك سلسله معانى قابل لمسى دارند كه در خارج احساس و مشاهده مىگردند ، درست همانند واژههاي : كتاب و قلم .
اين مطلب از سخنان فراوانى از امام صادق عليه السّلام استفاده مىشود ، از جمله از عبارت زير كه فرمودند :
« احسن من الصّدق قائله ، و خير من الخير فاعله »
« زيباتر از سخن راست گويندهى آنست ، و نيكوتر از كار خير انجام دهندهى آنست . »
بسيار جاى شگفت است كه مسلمانان از خرد و كلان ، پير و جوان از اين گنجهاى والائى كه در سرلوحه عزّت و شرف آنان قرار دارد ، بىخبر باشند و جوان تحصيل كردهاى كه ادّعاى آگاهى از فرهنگ اسلامى دارد اين حقايق را از فراوردههاى عصر حاضر بداند .
معيارهاى اخلاقى در فقه امام جعفر صادق ( ع ) ( قيم أخلاقية في فقه الإمام جعفر الصادق ع ) ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٤٥