تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
قدرتى كه اينان مىتوانند بكنند بسيار محدود است ، زيرا هركس به دليلى نخواهد حكم و دستور آنها را بپذيرد ، خيلى ساده مىتواند از زير بار آن شانه خالى كند ، و مطابق قاعده و رسم مسلمانانى كه در اطرافش هستند عمل نمايد 42 . در امور مدنى ، جامعهء زرتشتى از « انجمن » كه به وسيلهء يك كلانتر اداره مىشود ، دستور مىگيرد ، و متصدى آن مقام در حال حاضر كلانتر دينيار بهرام است كه من قبلا مهمان - نوازيهاى او را وصف كرده‌ام . وظايف ادارى وى اغلب باعث مىشود كه به كرمان ، انار « 1 » ، و ديگر شهرهاى زرتشتىنشين اين ناحيه مسافرت كند . در مدت توقف كوتاه خود در يزد با بهرام پسر جوان كلانتر دوست شدم ، زيرا وى در تمام آن مدت راهنماى من در اطراف شهر و كوچه‌ها و خيابانهاى پرپيچ و خم و سردرگم آن بود . بهرام جوانى باهوش ، زرنگ ، صريح ، و شريف بود . اندام و قيافه‌اى مردانه و رفتارى مطبوع و خوشايند داشت . با نگاه كردن به وى مىتوانستم براى خود مجسم سازم كه در روزگار زرتشت جوانان ايرانى چگونه بوده‌اند ، زيرا وى از اعقاب مستقيم زرتشتيان باستانى ايران بود ، و در رگهايش همان خون آنها جريان داشت . طبيعى و خالى از تصنع بود ، و من اين سجيهء او را دوست مىداشتم . بعضى از خصوصيات او فريبندگى ساده و اصيلى داشت ، مثلا وقتى كه مىخواستم عكس او را بگيرم در حال از روى غريزه گل سرخى كند و در دست گرفت ( براى ايرانى واقعى عكس بدون گل سرخ از نظر هنرى ناقص است ) . و دست ديگرش را طورى نگه‌داشت كه ساعت مچيش هويدا باشد . من دليل اين غرور و مباهات را مىدانستم ، زيرا تا چند سال پيش زرتشتيان از داشتن و بستن ساعت مچى و حتى به دست كردن انگشترى ممنوع بودند . از مختصات زرتشتيان خيرخواهى و احسان آنهاست ، و اوستا فضيلت سخاوتمندى را تلقين مىكند . بسيارى از پارسيان يزد ، تا آنجا كه مقدورات مادى آنها اجازه مىدهد ، اين دستور را در زندگى به كار مىبندند . براى مثال مىتوانم نمونه‌اى از گشاده‌دستى آنها ذكر كنم . هنگامى كه هيأت مسيحى انگليس در يزد براى برپا - ساختن بيمارستان خود - قسمتى از كار مبلغان كه بخصوص مورد تأييد و پشتيبانى پارسيان است - احتياج به زمين پيدا كردند يك بازرگان توانگر زرتشتى ، به نام گودرز مهربان ، قدم پيش نهاد و كاروانسراى بزرگى را با تمام متعلقاتش ، از جمله منزلى در مجاور آن ، به هيأت بخشيد . ساختمان خاص اين توقفگاه موقتى كاروانها به نحوى شگفت ، با استفاده‌اى كه اينك بيمارستان مىخواست از آن بكند ، متناسب
هامش
( 1 ) . اكنون دهستانى است در قسمت شمال غربى شهرستان رفسنجان ، استان هشتم ( كرمان ) . داراى آثارى تاريخى است . مركزش ده‌انار در 80 كيلومترى شمال غربى رفسنجان واقع است . م
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 426 | فريدون بدره اى / ابراهم والنتاين ويليامز جكسون / منوچهر اميرى