تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
« آنجا ، در ميان معبدهاى ويران و ستونهاى شگفت‌انگيز ، در ميان تمثالهاى خشن آدميان و جز آن ، آنجا كه ديوهاى مرمرين اسرار چرخ گردنده را پاس مىدادند ، و مردگان انديشه‌هاى خاموش خويش را بر ديوارهاى گنگ اطراف فرو آويخته‌اند . » شلى « 1 » ، آلاستور « 2 » ، ابيات 116 - 120 .

تخت جمشيد و آثار تاريخى آن 20

اينك صحنه تغيير مىكند و از پازارگاد به تخت جمشيد يا پرسپوليس يعنى محلى مىرسيم كه پايتخت داريوش ، خشايارشا ، اردشير ، و جانشينان آنها بوده است . اينان شاخهء ديگرى از خاندان هخامنش بودند كه تاج و تخت سلطنت را ، به علت آنكه از كبوجيه فرزندى به جاى نمانده بود ، از طريق كوروش به ارث بردند ، و چون او
هامش
( 1 ) .Shelley، ( 1792 - 1822 ) ، شاعر غنايى انگليسى . در آكسفرد به تحصيل پرداخت . پس از يك سال ، با همكارى يكى از دوستانش رسالهء « انكار خدا » را منتشر كرد كه سبب اخراج فورى هر دو از دانشگاه شد . نخستين اثر عمده‌اش منظومهء « آلاستور » است . از ساير آثارش مىتوان « طغيان اسلام » ( 1818 ) ، نمايشنامهء غنايى « پرومتئوس بندگسسته » ( 1820 ) ، منظومهء « آدونائيس » ( 1821 ) ، و غيره را ذكر كرد . م ( 2 ) .Alastor، آلاستور در اساطير يونانى مظهر انتقام است . شلى اين لفظ را براى عنوان منظومهء خود ، موسوم به « آلاستور يا روح انزوا » برگزيده است . اين منظومه تمثيلى است كه در آن فردى آرمان‌گرا ، در تأمل انديشه‌هاى رفيع و رؤياهاى زيبا ، سعادتمند تصوير شده است . او قرين رؤياهاى خود را در عالم واقعيت مىجويد ؛ ولى سرخورده مىشود و دچار يأس و حرمان مىگردد ، و مىميرد . منظومه محكوميت آرمانگرائى خويشتن‌بينانه است ؛ در عين حال سوگوارى براى جهانى است كه در آن ، هنگامى كه روحى و الا از جهان رخت برمىبندد و جاى آن را يأس و نوميدى و سردى مىگيرد ، « كرمها ، حيوانات ، و انسانهاى بسيارى به زندگى ادامه مىدهند . » منظومهء آلاستور در واقع زندگينامه‌اى است كه شاعر در آن حديث نفس مىكند . م