تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
« راههاى شكوهمندى سرانجام به گور منتهى مىشوند . » گرى « 1 » ، مرثيه ، بيت 36 .

پازارگاد باستانى و مقبرهء كوروش بزرگ 19

پازارگاد موضوع اين فصل ، و تخت جمشيد عنوان فصل ديگر ، موضوعاتى نسبتا غم‌انگيزند ، زيرا هر دو شهرهايى خاموش با گذشته‌اى تباه شده هستند ، هرچند هر يك به نوبهء خود روزگارى پايتخت شاهنشاهى ايران بوده‌اند : پازارگاد نشستنگاه كوروش و كبوجيه ، و تخت جمشيد مقر داريوش و جانشينان وى بوده است . هنوز شمايل كوروش و داريوش بر سينهء سنگها باقى است ، و آثار و بقاياى تالارهاى سلطنتى ، كه بيش از دو هزار سال بىسرپرست و بىنگهبان بوده‌اند ، شاهد عظمت از دست - رفتهء دورانى پرشكوه است . اما ويرانى بر همه جا حكمفرماست و حتى گورها ، گورهايى كه اجساد شاهان درگذشته را در دل خود جاى داده‌اند ، قرنهاست كه ويران گشته‌اند . دست بيرحم زمان مشخصات نمايان اين آثار تاريخى را از ميان برده ، و زيبايى سيماى آنها را تباه ساخته است ؛ معهذا هنوز ، همه روزه ، با سايه‌هاى خود گذشت قرنها را بر صفحهء ابديت نشان مىدهند ، و گواه محسوس عظمت باستانى پارسيانى هستند كه قوانينشان چون ، قوانين مادها ، تغيير نمىپذيرفت ؛ و فرمان پادشاهشان زمانى بر سرتاسر دنياى مشرق نافذ بود .
هامش
( 1 ) .Thomas Gray( 1716 - 71 ) ، شاعر انگليسى ، كه در 1757 عنوان ملك الشعرائى يافت ، ولى از قبول آن سرباز زد . در 1768 استاد تاريخ و السنهء جديد دانشگاه كيمبريج شد . آثارش مشتمل است بر قصايد « در باب بهار » ، « در باب بدبختى » ، منظومهء « مرثيه‌اى در گورستان يك دهكده » ، و غيره . اين منظومه سخت مقبول افتاد و سبب شناسايى شاعر به عنوان بزرگترين شاعر روز و اعطاى عنوان ملك الشعرايى به وى شد . منشآت‌گرى از بهترين منشآت زبان انگليسى ، و حاكى از خصوصيات اخلاقى و شوخ طبعى اوست . م