مىرسد . در بررسى كلمهء
z u rakara
من نخست يادداشت كرده بودم « كاملا واضح نيست ، زيرا سنگ تا حدى ساييده شده است ، معهذا هنوز
z ? ur ? k ? r ?
قابل قرائت است . » روز بعد كه در روشنى بهتر به بررسى مجدد آن پرداختم بر يادداشتهاى خود افزودم كه قرائت ديروز تأييد مىشود . وقتى به متن راولينسن نگاه كردم ديدم وى صورت ميخى كلمه را كاملا روشن به دست داده است ، و اين باز دليل آن است كه صخرهء بهستان از زمان او تاكنون صدمهء بسيار ديده است . اما در مورد كلمهء [
m
]
ha
، دربارهء
h ?
نوشته بودم كاملا صحيح است ، ولى در مورد حرف
m
پايان كلمه افزوده بودم « به احتمال قوى درست است . » متن چاپى نيز عين قرائت من است .
بهستان ، ستون 4 ، سطر 64 ،
imaiy taum
[
naiy adam na
] :
متأسفانه من نتوانستم هيچ يك از كلمات و حروف پاك شدهاى را كه در ميان كروشه نوشتهام بخوانم ، ازاينرو روى كلمهء
adam
نوشتم « مطلقا قابل خواندن نيست . » اما در روز آخر در تابش شديد آفتاب آن را با اين يادداشت چنين اصلاح كردم « گمان مىكنم توانسته باشم بدرستى و كاملا روشن حرف
a
را تشخيص دهم ، و قسمتهايى از يك خط عرضى و بخشهاى بالاى حروف
d
و همچنين بخشى از يك ميخ افقى و اثراتى از فرورفتگى ناشى از حك ميخهاى سر
m
را كشف كنم . » بنا بر اين تا حدى صحت قرائت كلمهء [
adam
] تأييد گرديد . اما در باب اولين
i
در كلمهء
imaiy
[
na
] نوشتهام كه « صحيح ، اما بدجورى شكسته است » . در مورد واژهء
taum
اشكالى نيست ، و قرائت آن در همهء متون ما كاملا صحيح است .
سه واژهء بعد ، و همچنين كلمات بعد از آنها احتياج به بررسى زياد داشتند .
حاصل اين بررسى را ذيلا نقل مىكنم .
بهستان ، ستون 4 ، سطر 64 ،
s ? t m upariy
upariy
: قسمت اعظم دو روز آخر توقف من صرف بررسى اين عبارت شد كه - به علت تأثيرى كه معناى تمام جمله در حل مسئلهء دين داريوش به عنوان فردى زرتشتى ، و كيش شاهنشاهان هخامنشى داشت ، و من در باب آن در مجلهء انجمن خاورشناسى امريكا ( شمارهء 21 ، صفحات 169 ، 172 - 175 ) بحث كرده بودم - يكى از انگيزههاى من در رفتن به بهستان بود . مكرر اين يك سطر را مورد مطالعه قرار دادم ، در دفعات متعدد و در روشناييهاى مختلف روز به بررسى آن پرداختم ، طرح حروف را بر كاغذ نقش كردم ، و صفحهء صخره را ، تا آن حد كه به سنگ لطمهاى نخورد ، ساييدم . از واژهء مكرر
upariy
آنكه نخست آمده است سخت خراب شده ، و از اينرو قرائت آن دشوار است ؛ اما در روز آخر بخت به من روى آورد ، و آفتابى درخشان شد . لذا توانستم بارها ، به خوبى ، به بررسى آن و مقايسهاش با همين كلمه در آخر سطر بپردازم . و براى من يقين حاصل شد كه اين واژه
upariy
است ، يعنى حرف