چشم ، شخص را كور مىكنند . توضيح اخير ممكن است معناى واژهء
avaj ? am
( سطر 75 ) را روشن سازد . در قرائت اين واژه ترديدى نيست . همينطور است واژهء
duvaray maiy
؛ اما واژههاى
basta ad riy
اكنون ناخواناست - و اين هم دليل ديگرى است بر اينكه آب طى شصت سالى كه از زمان راولينسن گذشته چقدر كتيبه را خراب كرده است . در اينجا بد نيست كه تنها از لحاظ ثبت مطلب اضافه كنم كه دو كلمهء آخر اين سطر ( 75 ، ستون 2 ) يعنى
haruvas ? im k ? ra
هنوز كاملا صحيح و سالم مانده است .
بهستان ، ستون 3 ، سطور 87 - 91 : مدتى وقت من صرف اين شد تا بلكه بتوانم چيز تازهاى دربارهء سطور آخر ستون سوم كشف كنم ، ولى جريان آب چنان كلمات را شسته و برده كه حتى دو سطر آخرين ، كه در زمان راولينسن قابل قرائت بوده است ، اكنون به سختى خوانده مىشود . چنان كه از يادداشتهاى من برمىآيد جزء
p
در واژهء
patiy
[
uzmy
] از روى آثار ضعيفى كه از اين دو حرف باقىمانده قابل استنباط و تشخيص است ، و قسمت اخير كلمه سالم است .
حرف
K
در كلمهء
kariy t m
ظاهرا درست قرائت شده است ؛ من در يادداشتهايم نوشتهام « حرف
K
درستتر است » و تكرار كردهام كه خيلى خراب شده است .
بهستان ، ستون 4 ، سطر 46 : قرائت سه كلمهء نخست ، يعنى
iya
Xs ? y
[
mazd ha
]
vas ? n aura
به همان صورت كه در متون موجود آمده صحيح است ؛ ولى من توانستم ، از روى آثار ضعيفى كه باقى مانده است ، نام خداوند
m ? z ? d ?
را تشخيص دهم . اما در مورد كلمهء چهارم ، من هم چون راولينسن فقط توانستم قسمت اخير آن يعنى
- maiy
را بخوانم . بنابراين باز هم راه حدس و گمان دربارهء قسمت اول كلمه باز است ، و پيشنهاد گرى ( رجوع كنيد به مجلهء انجمن خاورشناسى امريكا ، 23 . 26 ) كه به جاى قرائت
av t maiy
بايد كلمه را بر روى هم
av maiy
خواند ، وجه رضايتبخشى براى پركردن جاى خالى است .
گذشته از اين ، در چند مورد من در يادداشتهايم روى كلمهء
aniyas ? c ? iy
نوشتهام « كاملا صحيح است . »
بهستان ، ستون 4 ، سطر 49 : در اين جمله . . .
ada
avah ? y paruv
:
چنان كه ملاحظه مىشود دو كلمهء نخست روشن و خواناست ، ولى فعل وضع بدى
هامش
- از « قصايد » ( 1795 ) و تراژدى « كنت ژولين » ( 1812 ) . مدت 20 سال ( 1815 - 35 ) در ايتاليا بسر برد ، و « گفتگوهاى تخيلى » ( 1824 ، 28 و 29 ) را در فلورانس منتشر كرد . پس از بازگشت به انگلستان « پريكلس و آسپاسيا » ( 1836 ) و « هلنيكها » ( 1847 ؛ گفتگو در باب مسائل مختلف وابسته به يونان ) را انتشار داد .
بار ديگر ، در 1858 در فلورانس مقيم شد و هم در آنجا درگذشت . م