تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
بهستان ، ستون 1 ، سطر 87 ،
aniyahy asam ( sic ) [ . . . ] nayam
: قرائت واژهء اول به صورت
aniyahy
صحيح است ، هرچند كه كلمه خراب شده است . قرائت واژهء دوم كه شپيگل و كوسوويچ « 1 » به صورت
as ? m
، و فريدريش مولر « 2 » در نشريهء وينر براى اطلاعات مشرق زمين « 3 » ( 1 . 222 ؛ 11 ، 253 ) به صورت
tas ?
[
kam
]
ma
، و وايسباخ و بانگ با آنكه بر راه درستى بوده‌اند به صورت [ ؟
pa
]
as
( مقايسه شود با گفتهء گرى در مجلهء امريكايى فقه اللغه « 4 » ، 21 . 21 ) خوانده‌اند . صحيح نيست . اين كلمه فقط
asam
است و به معناى اسب مىباشد ، و در اينجا از لحاظ دستورى مفعول صريح مفرد است . حرف
m
واقع در خاتمهء كلمه كاملا مشخص ، حرف
s
روشن ، و
a
در آغاز كلمه كاملا واضح است . علاوه بر اينها ، من در يادداشتهاى خود نوشته‌ام كه علامت واژه جداكن بعد از آن هويداست . ذكر حدسهاى ديگر بيفايده است ، زيرا نظر من دربارهء
m
با قرائت راولينسن به صورت :
« asm . . . nayam »
تطبيق مىكند ، با اين تفاوت كه وى به علامت واژه - جداكن بعد از
asam
توجه نكرده است ، و ازاين‌رو به خطا ، آخر واژه را متحرك خوانده است . ولى در مورد پيشوند محو شده‌اى كه بر سر واژه -
nayam
[ . . . ] قرار داشته هنوز مشكل سابق باقى است . من در دفتر يادداشتم در بالاى يك‌يك حروف قسمت قابل قرائت كلمه ، يعنى
an ? y ? m ?
- نوشته‌ام
« O . K . »
يعنى « صحيح است » . اما در مورد پيشوندى كه وايسباخ و بانگ حدس زده‌اند ، يعنى
pati -
، يادداشت كرده‌ام : « پيشوند
pati
كاملا مشكوك به نظر مىرسد ، زيرا حرف آغازى آن به - هيچ وجه نمىتواند
P
باشد . »
هامش
- بين النهرين شد . از 1854 به تابعيت فرانسه در آمد و استاد زبانشناسى آشورى در كولژدوفرانس شد . آثار عمده‌اش عبارتند از « عوامل دستور زبان آشورى » ( 1860 ) ؛ « تاريخ امپراطورى كلده و آشور » ( 1866 ) ؛ « تحقيقات سومرى » ( 1881 ) ؛ « زبان و مردم ماد » ؛ و غيره . م ( 1 ) .Kossowicz( 2 ) .Muller( 1823 - 1900 ) ، مستشرق آلمانى . در 1846 به انگلستان مهاجرت كرد ، و در آنجا مأمور نشر ريگ - ودا شد و آن را با تفسير در 6 مجلد به طبع رسانيد ( 1849 - 75 ) . بعدا به انتشار مجموعهء عظيم « كتب مقدسهء شرق » ( 50 جلد ، 1879 - 1910 ) پرداخت . نويسنده‌اى پر كار بود و در عصر خود در فقه اللغهء تطبيقى ، علم الاساطير تطبيقى ، و زبان و ادبيات سانسكريت نفوذ فراوان داشت . مجموعهء آثارش در 20 مجلد به چاپ رسيده است ( 1898 - 1901 ) . م ( 3 ) .Wiener Zeitschrift fur die Kunde des Morgenlandes، يا ، به اختصار ،« WZKM ». ( 4 ) .American Journal of Philology، يا ، به اختصار ،« AJP ».