كه مشرف بر دشت رنگارنگ اكباتانه بود ، مزد زحمات مرا داد ، زيرا توانستم شهر را از دور در روشنى و رنگى ديگر ببينم . تپهء مصلى كه زمانى ديوارهاى آن بر گرداگردش قد برافراشته بود ، نمايان به چشم مىخورد ، ولى برهنه و متروك به نظر مىرسيد . باغهاى زيباى اطراف كه مىتوانند تفرجگاههاى خوبى براى بعد از ظهرها باشند - بخصوص باغهاى اطراف دهكدهء ارمنىنشين شورين « 1 » - شهر را در برگرفته بودند .
گنبد امامزادهها به زبان حال مىگويند كه چگونه دين جديد اسلام جانشين كيش باستانى زرتشتى شده است ، و منارههاى مسجد جامع شهر بر اين حقيقت گواه است كه شيوهء پرستش جديدى جاى شيوهء قديم را گرفته است . همچنانكه از ميان كوچههاى شلوغ شهر كه لبريز از جنبش حيات و فعاليت ، و مترصد علائق زمان حال بود مىگذشتم اين انديشه خود به خود به مغزم راه يافت كه همدان با وجود آنكه سه هزار سال از عمرش گذشته است ، هنوز ، هم به ظاهر و هم به روح جوان است - هرچند از عظمت و شكوهى كه زمانى آن را مايهء افتخار كشور ماد مىكرد .
در آن اثرى نيست .
كجاست آن فرزانهء موى در خردمندى سپيد كرده ، كه اين معما را بر ما بگشايد ؟
پرستشگاهها از بن ويران گشتهاند ، و قوم پيروز شكسته شده است ؛ اما در ميان شهر كهنسال ، و بر گرد ديوارهاى همدان ، شادى و عشق زنان و مردان موج مىزند .
هامش
( 1 ) . دهى در دهستان چهار بلوك ، بخش سيمينهرود شهرستان همدان ، و در 5 كيلومترى شرق آن . شراب آن معروف است . م