تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
« امپراطور هراكليوس ( - هرقل ) شهر گزكه 53 را كه آتشكده ، و گنجينه‌هاى پادشاه لوديه ، و آتش فروزان دروغين 54 در آن بود به چنگ آورد . همين كه به درون شهر آمد ، تصوير نفرت‌انگيز خسرو را ديد كه در زير گنبد كاخ 55 بر تخت نشانده بودند ، گفتى كه در آسمان جاى دارد ، و بر گرد او خورشيد و ماه و ستارگان قرار داشت كه خسرو پرويز آنها را به حكم عقايد خرافى و از روى وحشت مىپرستيد ، گفتى كه خدايان را مىپرستد . و او تصوير فرشتگان را كه هر يك عصاى پادشاهى در دست داشتند و به خسرو مىدادند پرداخته بود 56 . اين مرد ناپرهيزگار نيرنگى به كار برده بود تا قطره‌هايى مانند قطره‌هاى باران از آسمان فرو بارد و بانگ و فريادى مانند تندر خروشان به گوش رسد . هراكليوس همهء اينها را طعمهء آتش ساخت و آتشكده و همهء شهر را سراسر بسوخت . » 57 وقتى كه در پرتو تمام اين شواهدى كه از تاريخ گذشته نقل كرديم به اصل مطلب بنگريم مىبينيم كه صحنه‌هاى غم‌انگيزى كه در درون ديوارهاى تخت سليمان به چشم مىخورد حيات جديدى حاصل مىكند . « حمام » كذايى بار ديگر فر و شكوه آتشكدهء بزرگ باستانى را از سر مىگيرد و بار ديگر به صورت آتشكدهء بزرگ آذرگشنسب در مىآيد - همان آتشكده‌اى كه روزگارى هلالى سيمين بر گنبدش جاى داشت و اكنون اين گنبد رو به ويرانى نهاده است . چنين مىنمايد كه طاق ضربى هلالى شكل ويرانهء شكم برآمده‌اى كه در زير گنبد قرار دارد همان پرستشگاهى است كه هشتصد سال پيش از مسيح كيخسرو پادشاه كيانى در جامهء سپيد 58 در آنجا ايستاده و براى ظفر يافتن بر افراسياب به نيايش يزدان پرداخته . و پس از آنكه از جنگ پيروز بازگشته هدايايى شاهانه به آتشكده نياز كرده است . بهرام گور كه نزديك به پنج قرن پس از مسيح مىزيست نيز از كيخسرو پيروى كرد و پس از آنكه بر تورانيان غلبه كرد گنجهايى را كه در نبرد به چنگ آورده بود نذر اين آتشكده كرد ، و ملكهء شكست خورده را به كهانت آن گماشت . همچنين در اينجا بود كه دو قرن بعد ، امپراطور مسيحى ، هرقل ، مجسمه‌هاى بت‌آساى خسرو پرويز را درهم شكست . شايد روزى بيل باستان‌شناسان بتواند دلايلى محسوستر - اگر چنين دلايلى لازم باشد - بر هويت اين پرستشگاه نامور باستانى از دل خاك برآورد . وقتى كه از راهى كه به تخت سليمان رفته بودم باز مىگشتم ، مطمئن بودم كه از محل شهر تاريخى شيز كه به نامهاى ديگر نيز خوانده شده است ديدن كرده‌ام . اما قضاوت خود را دربارهء اين ادعا كه ممكن است آن حصار نمودار اكباتان آتروپاتن ( هگمتانهء آذربايجان ) باشد ، موكول به ديدن همدان كردم .