عظيم ، و در سمت ديگر آن ديوارهاى دژ اندكى ويران شده است با اين همه شهر بسيار زيبا مىنمايد . پيرامونش سه ميل است ، داراى جمعيتى بسيار و خانهها و مسجدهاى فراوان و چشمههاى زيبا . در مدخل شهر از دو پل سنگى كه بر روى دو رود زدهاند گذشتيم و اين پلها هركدام داراى يك دهنه است كه زورقهاى بزرگ بارى « 1 » ما مىتواند با دگل برافراشته از ميان آن بگذرد . زيرا اين هر دو رود بزرگ و تندگذر است و يكى بدليس « 2 » خوانده مىشود و ديگرى حصن . ارمنستان صغير تا اين محل امتداد دارد . در آنجا نه تپههاى بزرگ وجود دارد نه بيشههاى گسترده و بناها ، همه عادى است . در سراسر اين ناحيه روستا بسيار است و مردمانش مانند اينجا با كشاورزى گذران مىكنند و به حد كافى داراى غله و ميوه و قماش و گاو و اسب و ديگر چهارپايانند . از اين گذشته داراى بزند ، و پشم بزها را هر سال مىچينند و از آن پارچهء درشت پشمين « 3 » مىبافند . ازاينرو بزها را به خوبى مواظبت مىكنند و پيوسته آنها را مىشويند و پاكيزه نگاه مىدارند .
اكنون وارد كوههاى توروس مىشويم كه در ناحيهء طرابوزان تا درياى سياه « 4 » و در سمت مشرق جنوب شرقى به سوى خليجى به نام خليج فارس « 5 » امتداد دارد . در مدخل اين كوهستان تپههاى بسيار بلند و پرشيب وجود دارد كه در آن مردمى به نام كرد « 6 » بسر مىبرند و زبان ايشان از زبان همسايگانشان پاكجداست . مردمى بىرحمند ولى آنچنان دزد نيستند كه آشكارا به غارتگرى پردازند . كردها داراى شهرهاى بسيارند كه بر ساحل رودها و جاهاى مرتفع ساختهاند تا بتوانند همهء معبرها را باز بينند و هركس را كه از آنجا مىگذرد غارت كنند . ازاينرو بسيارى از اين شهرها را امرا و حكام مملكت ويران كردهاند زيرا كردها به كاروانهايى كه از آنها گذشتهاند آسيب و گزند رساندهاند ، و من به نوبهء خود تجاربى از اوضاع و احوال ايشان اندوختهام .
هامش
( 1 ) . به انگليسىbarge.
( 2 ) . در متنBettalisكه ظاهرا همان بتليس يا بدليس شهر معروف است . بدليسچاى هم داريم . - م .
( 3 ) . در متنChamlettكه در زبان انگليسى « جديد »Camletنوشته مىشود به معنى پارچهاى كه از پشم بز است . در فرهنگ حييم به « صوف » ترجمه شده است كه معنى آن پارچهء پشمى بهطور مطلق است . - م .
( 4 ) .Maggiore( 5 ) .Golfe of Persia( 6 ) .Corbi