تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
مختلف . نخستين روزى كه نزد شاه رفتم خوانندگان و نوازندگانى در حضورش بودند . اين نوازندگان چنگهايى داشتند به طول يك يا رد كه نوك باريك آنها را به سوى بالا نگاه مىدارند . از چنگ گذشته داراى عود « 1 » و كمانچه « 2 » و سنج و نىانبان بودند و خوش مىنواختند . روز ديگر شاه دو جامهء ابريشمين برايم فرستاد يعنى قبايى زربفت و شالى « 3 » از ابريشم ، تا بر كمر بندم و قماشى نفيس به نام بمبازين « 4 » كه سربند سازم و دويست دوكات پول . پيغام داده بود كه بايد به « ميدان « 5 » » بروم و تماشاى « تفرج « 6 » » يعنى بازى كنم . من سوار بر اسب به آنجا رفتم : سه سوار ديدم و بيش از دو برابر اين عده پياده . از اين گذشته فرزندان خردسال شاه در آنجا بودند . بعضى هم از پنجره‌ها به بيرون نظاره مىكردند . چند گرگ كه به پاهايشان ريسمان بسته بودند به ميدان آوردند . آنها را يك‌يك رها كردند تا به ميان ميدان بروند . مردى كه به هم‌نبردى با نخستين گرگ گمارده شده بود پيش آمد و خواست ضربتى بر وى زند . گرگ به سوى گلوى مرد جست . مرد كه چست‌وچالاك بود چنان پهلو خالى كرد كه گرگ به جاى گلو بازويش را گرفت و نتوانست آسيبى به او رساند ، زيرا آستينهاى مرد براى اين كار آماده بود . اسبها ترسان از ميان ميدان گريختند ، و بسيارى از آنها بر زمين افتادند ، گروهى در خود ميدان و برخى ديگر در رودخانه‌اى كه در ميان شهرجارى است . پس از خسته كردن يك گرگ ، گرگ ديگر را رها كردند . هر روز آدينه اين بازى برقرار بود . پس از اين تفرج و تماشا مرا به پيشگاه شاه به محلى كه پيش از اين ياد
هامش
( 1 ) .Lute( 2 ) . مطابق املاى متنrebickeكه در انگليسى معاصرrebec، مىنويسند به معنى آلت موسيقى زهى است كه قبل از اختراع ويولViol( ويولون قديم ) معمول بوده است و در اينجا آن را به كمانچه ترجمه كرديم . - م . ( 3 ) . در متن حوله« towell »( 4 ) . در متنbumbasie( در صفحهء بعدbombasses) املاى انگليسى ميانه است . اين كلمه را در انگليسى جديدbombasineياbombazineنويسند و معنى آن نوعى پارچهء پشم و ابريشم است . - م . ( 5 ) . در اينجا مؤلف معنى ميدان را به زبان خود شرح داده است . - م . ( 6 ) . در متن تارافوچيوtarafuccioو در حاشيه راموزيو مىنويسد : « تانفاروزوTanfaruzoكه مصحف " تفرج " است » .