تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
سلطان « 1 » را سوار بر استر و زنجير بر گردن در ولايت قاهره بگردانند و در آن دروازهء شهر كه نام باب ذويله « 2 » دارد به ميخ كشند . فرمان سلطان بيدرنگ اجرا شد . اين پايان دولت مماليك بود و آغاز قدرت بيشتر سلطان سليم . تاريخ جنگ اخير سلطان سليم با سلطان قاهره و مماليك را كه يك قاضى عسكر « 3 » كه همراه سپاه عثمانى بود ، بدقت براى قاضى قسطنطنيه نوشته بود ، و در بيست و دوم اكتبر 1517 م . [ 922 / 923 ه . ق . ] به زبان توسكانى « 4 » ترجمه شد . در 1524 م . [ 930 / 931 ه . ق . ] در ماه اوت خبر رسيد كه شاه اسماعيل صفوى نامدار درگذشته و پسر كهترش قدرت را بدست گرفته است ، اما پسر مهتر با عدهء فراوانى از سپاهيان با وى از در مخالفت درآمده است . از شاه اسماعيل چهار پسر مانده بود كه ارشد ايشان شاه طهماسب « 5 » و دومى القاص ميرزا « 6 » و سومى بهرام ميرزا « 7 » و چهارمى سام ميرزا « 8 » بود . ميرزا لقبى است به معنى شاهزاده . در آن زمان فرزند ارشد چهارده‌ساله بود ، و پدر او حاكمى را به نام چايان سلطان « 9 » معين كرده بود كه تا رسيدن طهماسب به سن بلوغ بر مملكت فرمان راند . اين نايب السلطنه مردى بود
هامش
( 1 ) . او را نخست شكنجه دادند تا محل گنجهاى عظيم و موهوم « الغورى » را كه تصور مىشد تومان بيگ پنهان كرده است بروز دهد . ( 2 ) . در متنBebzomeleكه همان باب ذويله مذكور در شاه اسماعيل صفوى تأليف دكتر نوايى است . - م . ( 3 ) . در متنCadi Lascherو در حاشيهء گرى قاضى عسكر . ( 4 ) . منسوب به توسكانtoskanكه نام ناحيه‌اى است در ايتالياى مركزى . « توسكان در اواخر قرون وسطى و در دورهء رنسانس از مراكز هنر و دانش بود . زبان توسكانى زبان ادبى سراسر ايتاليا گرديد » . ( دايرة المعارف فارسى ) . - م . ( 5 ) . در متنSchiacthecmesو در حاشيهء گرى شاه طهماسب . ( 6 ) . در متنAlcas el Mirzaكه گرى بغلط در حاشيه مىنويسد « الياس ميرزا ، پادشاه شيروان ، ر . ك . الساندرى » . الياس ميرزا اشتباه است و درست ، آنچنان‌كه در متن نوشته‌ام القاص ميرزاست : « القاص ميرزا ، وفات 956 ه . ق . ، از شاهزادگان زيرك و سلحشور سلسلهء صفوى ، پسر شاه اسماعيل اول صفوى ، برادرش شاه طهماسب در سنهء 932 ه . ق . ، سلطان سليمان پادشاه عثمانى را واداشت كه به ايران لشكر بكشد و فتنه‌اى بزرگ از اين قضيه برخاست و سلطان عثمانى تا تبريز آمد و رفت . القاص ميرزا در ربيع الاول سال 956 ه . ق . در قلعهء الموت محبوس شد و چند روز بعد عده‌اى كه القاص زمانى پدر آنها را كشته بود به قصاص خون پدر ، او را از قلعه به زير افكندند تا هلاك شد » ( دايرة المعارف فارسى ) . - م . ( 7 ) . در متنPaerham el Mirzaو در حاشيهء گرى بهرام ميرزا . ( 8 ) .Sam el Mirza( 9 ) . در متنChiocha Sultanكه بايد چايان سلطان باشد . - م .