تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
شده بودند سركوب كرد . زيرا يا ديده‌بانان شاه از آمدن آنان خبر مىدادند يا مردم آن سامان . در ماه ژوئيهء 1507 م . [ 912 / 913 ه . ق . ] شاه اسماعيل وارد قلمرو علاء الدوله شد و تا اواسط ماه نوامبر در همان جا ماند . سپس به سبب برف و سرما بر آن شد كه بازگردد و بر سر راه خود به تبريز به ملطيه « 1 » فرود آمد و در آنجا يكى از ملازمانش به نام امير بيگ « 2 » كه مهردار شاه اسماعيل و از مردان بسيار مقتدر بود به او پيوست . وى الوند بيگ را كه از تبريز گريخته بود بدين شرح دستگير كرده بود : امير بيگ با چهار هزار مرد جنگى براى يارى به شاه اسماعيل از موصل راه افتاده بود و هنگام عبور از كنار آمد « 3 » كه الوند بيگ در آنجا اقامت داشت چنين شايع كرده بود كه آمده است تا او را بر ضد شاه اسماعيل مدد كند . ازاين‌رو امير بيگ را به آمد راه داده بودند . اما همين‌كه وارد شهر شده بود الوند بيگ را دستگير كرده و به نام شاه اسماعيل در زندان افكنده و سپس او را به ملطيه برده بود كه پس از چندى در آنجا بقتل رسيد . من خود او را آنجا در زنجير ديدم . پس از اين واقعه اسماعيل رو به راه نهاد و از رود فرات - كه تا شهر ملطيه ده ميل راه است - گذشت و به سوى خرپرت پيش راند كه يكى از فرزندان علاء الدوله « 4 » بر آن حكومت مىكرد . اين محل را با عدهء كافى از سربازان و مقدار فراوان از سازوبرگ و خواربار به خوبى مجهز كرده بودند ، ولى سرانجام ، همهء اينها سودى نبخشيد ، زيرا شهر مسخر گرديد و حاكم كشته شد . سپس لشكر ايران به سوى تبريز پيش راند اما در محلى كه از آنجا تا خوى شش روز راه بود برفى گران باريد و بسيارى از سپاهيان و اسبان و شتران از سرما مردند و از غنايمى كه از كشور علاء الدوله بدست آمده بود بخش عمده‌اى نابود گرديد . سرانجام لشكر به خوى رسيد . شاه اسماعيل در آنجا كاخى باشكوه ساخته بود . با سپاهيانش تا بهار در آنجا ماند . آنگاه به تبريز بازگشت و تابستان را در آنجا گذراند . سال بعد ناگزير دست به كارزارى ديگر زد و آن نبرد با شيبانى خان فرمانرواى سمرقند بود كه تاتار بزرگ
هامش
( 1 ) .Malacia( 2 ) . در متنAmirbecو در حاشيهء گرى امير بيگ . ( 3 ) . در متنAmitو در حاشيه دياربكر . ( 4 ) . نام اين فرزندBcarbecبود كه به نظر دكتر نوايى بايد باقر بيگ باشد . - م .
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 337 | جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى / منوچهر اميرى