اسماعيل در انديشهء اين كار بود بانويى كه شايستهء چنين پيوندى باشد نيافتند .
سرانجام پس از گفتوگوى بسيار گفتند كه فلان بزرگ زنى در خانه دارد كه نوهء سلطان يعقوب پسر اوزون حسن است ، زنى زيبا به نام تاجلو خانم « 1 » . پس اسماعيل كس فرستاد و زن را از آن مردطلب كرد . خواجه به پيكها پاسخ داد كه بانو در آنجا نيست ، اما چون اسماعيل در فرستادن آن زن اصرار كرد ، خواجه به جاى او زن ديگرى را به جامهء نيكو آراست و گفت كه جز او زنى ديگر در خانه ندارد . قاصدان چون ديدند كه شكل و شمايل اين زن با آنچه شنيدهاند سازگار نيست گفتند كه اين آن زنى نيست كه مىخواهند . فرمان دادند كه همهء دختران را حاضر آورند و تاجلو خانم در ميان آنان بود اما پيكها او را نشناختند و بازگشتند . شاه اسماعيل فرمان داد كه به خانهء آن مرد بازگردند و دوباره دختران را بنگرند و آنان نيز چنين كردند و اين بار او را شناختند و آراستند و با خود بردند .
اسماعيل چون او را ديد گفت : « اين همان زنى است كه وصفش را شنيده بودم » و وى را به همسرى اختيار كرد . اما چون شاه بسيار جوان بود و بيش از پانزده يا شانزده سال نداشت او را به يكى از اعيان سپرد تا از وى مواظبت كند . پس از سه سال شاه زن راطلب كرد و به آن مرد گفت : « تو در اين سه سال توانستهاى كه درست به دلخواه خود با او رفتاركنى » مرد پاسخ داد : « قربان باور نكنيد ، خودم را خواهم كشت » . شاه اسماعيل گفت : « مردى بسيار نادانى » . پس آن زن را به عقد خويش درآورد .
بعد از آنكه شاه اسماعيل كشور عراق « 2 » را گرفت در سال 1501 م . [ 906 / 907 ه . ق . ] به تبريز بازگشت و به سبب پيروزى در جنگ جشن و سرورى عظيم برپا كرد .
سال ديگر بر آن شد كه به بغداد « 3 » بتازد كه ناحيتى است پهناور در سمت
هامش
( 1 ) . در متنTaslucanumو اين همان تاجلو خانم يا تاجلى خانم يا تاجلو بيگم است كه به گفتهء نويسندگان عثمانى معشوقهء شاه اسماعيل بود و در جنگ چالدران به دست مسيح پاشازاده سردار عثمانى اسير شد و « پس از دو شب اقامت در اردوگاه سلطان با بخشش يك جفت گوشواره خود به وى ، كه به شكل قلوهاى از لعل بود ، خود را آزاد ساخت و در لباس مردانه از اردوى سلطان سليم گريخت و به تبريز رفت » . ( تشكيل شاهنشاهى صفويه ، ص . 204 - 205 ، انتشارات دانشگاه تهران ، 1345 ه . ش . ) . - م .
( 2 ) .Erach( 3 ) . در متنBagadetظاهرا مقصود مؤلف از اين كلمه شهر بغداد و شهرهاى پيرامون آن است زيرا چنان كه در حاشيهء بعدى توضيح داده شده است وى از شهر بغداد به نام بالداك ياد كرده است . - م .