كه قبلا دربارهى معناى هريك توافق شده است ، پيامها را مبادله مىكنند . گلها معانى متفاوتى دارند و طرز ترتيب و تركيب آنها هم معناى مخصوص به خود را دارد . خواندن اين حروف كه مانند خط مصريان قديم است موقعى باعث سرگشتگى مىشود كه از طالع بدتركيب گلها برحسب تصادف به هم بخورد يا كليد آن كشف بشود . در چنين موردى بايد فورا مفتاح عوض شود . فى المثل گل سرخ كه صبحگاه به معنى شادى يا دوستى بوده است ، هنگام غروب بايد معنيش به نفرت يا انتقام تغيير يابد . بزرگترها كه اين مراحل را طى كردهاند به خوبى با اين طريقهى ارتباط آشنا هستند و از اينرو تا آنجا كه مىتوانند جلو مبادلهى گل را مىگيرند ، ولى به ندرت توفيق حاصل مىكنند . طرز مبادلهى دسته گلها به قدرى هوشيارانه است كه ديگران هرگز موفق به يافتن كليد رمز آن نمىشوند و نهايت امر از تعقيب موضوع صرفنظر مىكنند . اگرچه ديدار با جنس مخالف امرى كاملا عادى است ، ولى در ضمن خطرات بزرگى هم دربردارد . خلافكارانى كه در خلوت غافلگير مىشوند ، مرگ دردناكى در انتظارشان است . اما با تمام مخاطراتى كه اين ملاقاتها دربردارد بازهم زنها وعدهى ملاقات مىدهند و مردها هم شتابان خود را به ميعادگاه مىرسانند . در چنين وضعيتى سود طرفين در رازدارى است و همين امر موجب مىگردد كه غافلگيرى به ندرت اتفاق بيافتد . « 5 »
محل ملاقات معمولا در خانههايى است كه داراى چندين در باشد و يهوديها كه در ترتيب دادن روابط محرمانه تخصص دارند خانههاى خود را براى اين منظور اجاره مىدهند .
گهگاه مردها با لباس عوضى خود را به صورت زن درمىآورند و از درهاى پشت و جلو رفتوآمد مىكنند . در كشورى كه چادر و نقاب به طور كامل شخص را پنهان مىكند و مانع از تشخيص جنسيت مىگردد اين كار بسيار آسان است . چنانچه
هامش
( 5 ) - آنچه نويسنده درباره زنهاى كرد نگاشته ، بيش از تمامى خلافنويسيهايش به دور از حقيقت است و به نظر مىرسد كه تنها بيانكنندهى برداشتهاى شخصى نگارنده و تعبيرها و تفسيرهاى او است . - م .