تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
كردها جملگى سنىاند و از آيين عمر « 3 » پيروى مىكنند . آنها بسيار خرافاتى هستند و چهار يا پنج مرتبه در روز نماز مىخوانند و غير از آن مشغله‌ى جالب توجهى ندارند و از اين لحاظ شبيه تركها هستند . كردها و تركها روزهاى متمادى از بام تا شام را بدون حركت به حالت نشسته مىگذرانند . آنها بسيار پرحرف و تشنه‌ى قصص و حكاياتند و از اين‌رو هميشه تعدادى درويش غريبه نزد خود منزل مىدهند و دراويش هم با نقل داستانهاى گوناگون روزى خود را تامين مىنمايند . كردها مردمان قانع و كم‌خوراكى هستند . غذايشان منحصر به برنج است كه آن را به صورت كوفته با خمير و گياهان معطر در آب مىپزند . آنها گوشت گوسفند و بز آب‌پز را بدون ادويه و گاهى حتى بدون نمك مىخورند . نان آنها از نان ايرانيها هم نازكتر است و به ندرت آن را مىپزند . به جاى پختن نان را در آفتاب مىخشكانند . كردها گوشت شتر را خيلى دوست دارند و در مواقعى كه طى دستبردهايشان موفق به گرفتن آن مىشوند جوانترينشان را ذبح مىكنند و تمام همسايگان را به ضيافت دعوت مىنمايند . كردها هرگز لب به شراب نمىزنند و كيفر كسى كه مرتكب اين خلاف بشود ، فوق العاده وحشتناك است . چنين خلافكارى را از دو پا به يك درخت آويزان مىكنند و غالبا دوازده ساعت او را به همين حالت در هوا معلق نگاه مىدارند و چنان‌چه براى بار دوم دست به چنين كارى بزند علاوه بر آويزان كردن او را شلاق هم مىزنند . قبلا يادآور شده‌ام كه در زمان جنگ كردها مجبورند تعدادى سپاهى براى وليعهد فراهم نمايند . اما در بين عشايرى كه تحت فرمان او مىباشند در واقع يك عشيره است كه به درد مىخورد و آن عشيره‌ى بيلان است كه يك واحد از آنها با مجموع تمام واحدهاى ديگر برابرى مىكند . عشيره‌ى اخير در جلگه‌هاى وسيعى كه از مشرق به يكى از شاخه‌هاى كوچك
هامش
( 3 ) - درست است كه اكثريت قريب به اتفاق كردها سنى هستند ، ولى چيزى به نام " آيين عمر " وجود ندارد كه كردها پيرو آن باشند . - م .