تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
و مناسبات كاملى بين آنها و اعراب باديه‌نشين برقرار است كه مرا به وسوسه انداخته است كه شايد آنها از اعقاب بعضى قبايل اعراب باديه‌نشين باشند كه در زمان جنگهاى مذهبى و پس از آن‌كه اعراب بر ايرانيها پيروز شدند از فرات گذشته ، در عراق عرب ساكن شده‌اند . آنها بعدا به سوى شمال در امتداد كوه زاگرس تا رودخانه‌ى مورآب كه امروز آنها را از ارمنستان تركيه جدا مىنمايد پيشروى نموده ، در آن‌جا متوقف شده‌اند . كردها به چندين عشيره تقسيم مىشوند كه بيگى باقدرت مطلق بر هريك از آنها فرمانروايى مىنمايد . از آن‌جا كه دايما در حال جنگ هستند بيشترشان خود را تحت حمايت ايران قرار داده‌اند . ايرانيها هم از آنها حمايت نموده ، آنان را خراج‌گزار خود كرده‌اند . كردها بلندقامت و قوى بنيه‌اند و با اين‌كه رنگ صورتشان مسى است ، بسيار خوش‌سيما هستند . آنها به دليل كم‌اطلاعى ، طبعى ستيزجو دارند كه اثراتش غالبا خطرناك است . كردها از تركها هم بيشتر دروغ مىگويند ، اما اين عيب را نه تنها محكوم نمىكنند بلكه آن را نوعى هنر و نشانه‌اى از قدرت تفكر خود مىدانند . آنها ستمگر ، بىرحم ، خيانتكار ، مزور و بىباك هستند و منحصرا از راه غنيمت گرفتن از سرزمينهاى همسايه امرارمعاش مىكنند . « 2 » تنها صفت آنها دلاورى فوق العاده است كه اين دلاورى هم نه عقلايى است و نه افتخارانگيز بلكه بىباكى موجودى است كه فقط شكارش را مدنظر قرار مىدهد و به خطراتى كه در نتيجه‌ى تعقيب شكار ممكن است متوجهش شود ، نمىانديشد . با اين‌حال در منطقه‌ى مخصوص خود تا اندازه‌اى از خصلت ميهمان‌نوازى برخوردارند . همين مردم كه ممكن است
هامش
دلايل وى سست‌تر است . زبان و آداب و سوابق كردها و مطالبى كه راجع به آنان نوشته شده است ، پيوستگى آنان را به اقوام هند و اروپايى و بيش از همه به ايرانيها اثبات مىكند و در اين مورد تقريبا ترديد نمىتوان داشت . - م . ( 2 ) - در بيان ويژگيهاى اخلاقى كردها نيز نويسنده به خطا رفته است و آن‌چه نوشته ، ريشه در كينه و دشمنى وى با ايرانيها و به‌ويژه كردها دارد . - م .