پس از مدتزمان كوتاهى احضار شد و سرهارفورد جونز با عنوان سفير شاه و كمپانى جانشين وى گرديد . در زمان سفارت اين شخص بود كه با پول انگليسيها سازمان دادن به چند فوج شروع گرديد . با اين حال انگليسيها تا آنجا كه مىتوانستند با تشكيل سوارنظام منظم مخالفت مىنمودند . دولت انگليس ، پس از آنكه تصميم گرفت كه سفيرش بايد منحصرا نمايندهى شاه باشد سرهارفورد جونز را احضار و سرگوراوزلى را به جاى او تعيين نمود . سفير جديد ماموريت يافته بود كه با شاه قرارداد اتحادى منعقد بنمايد . به موجب اين قرارداد دولت انگليس مبلغ دويست هزار ليرهى انگليسى پرداخت مىكرد كه به مصرف ايجاد و نگاهدارى يك لشگر مركب از دوازده هزار پياده و بيست و پنج عرادهى توپ اسبكش برسد . اين لشگر مىبايستى براى دفاع در مقابل روسها و يا هرقدرت ديگرى كه احتمالا قصد تجاوز به ايران را داشته باشد ، به كار برده شود . ضمنا قرار بود كه توپخانه از هند فرستاده شود و كمپانى وعده داده بود كه تعدادى افسر و درجهدار و سرباز از كليهى صنفها به ايران بفرستد كه اين لشگر را سازمان دهند و تمرينات و فرماندهى آن را بر عهده بگيرند . ولى در مورد اخير به طورى كه بعدا شرح آن داده خواهد شد به دست گرفتن فرماندهى ، آنگونه كه مورد نظرشان بود ، به طور كامل صورت نگرفت .
پادشاه تمام اين كمك را در اختيار وليعهد قرار داد و شاهزاده آن را به مصرف تكميل افواجى كه قبلا سازمان داده شده بود رسانيد . سپس تعداد افواج ، از جمله افواج سوارنظام را به حدى رسانيد كه موجب بدگمانى سفير گرديد و آن را بر خلاف نظرات دولتش كه توسط سفير پيشين اعلام گرديده بود دانست . بهطورى كه قبلا گفته شد انگليسيها از تشكيل قواى سوارنظام منظم در كشورهاى آسيايى واهمه دارند . آنها به شهامت افراد اين صنف و قابليت تكامل آنها و همچنين تعداد سپاهيانى كه مىتوانند بسيج كنند آشنا هستند .
چنين سپاهى قادر است بىمعطلى و بدون آنكه با دشمن مصاف بدهد به هند حملهور شود و تاسيسات كماهميت آنها
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 272
مساهمون: گاسپار دروويل
ص٢٧٢