30 دربارهى بردگى
قبلا تذكر دادهام كه پادشاه صاحباختيار مطلق كليهى اتباعش مىباشد . با وصف اين از آنجا كه قوانين قدرت اجرايى خود را از دست دادهاند ، مالكينى پيدا مىشوند كه به خود اجازه مىدهند بعضى اوقات روستاييان ساكن دهكدههاى خود را هرموقع و به هرطور كه بخواهند به كار بگيرند و براى خدمات شخصى و بدون پرداخت دستمزد از وجود آنها استفاده كنند .
ولى در مورد دختران اين حق را ندارند و نمىتوانند آنها را به تملك خود درآورند مگر اينكه قبلا با والدينشان ترتيبات خاصى داده باشند . اين امر به خصوص در دهكدههايى كه سكنهى آن مسيحى هستند بايد مراعات بشود . در هيچ شرايطى ارباب حق بخشش يا فروش روستاييان را ندارد و فقط مىتواند آنها را از ملك خود براند . البته اين در صورتى است كه قراردادى مبنى بر حق انتقال از پدر به پسر بين آنها وجود نداشته باشد . در اين صورت تا زمانى كه مال الاجاره را پرداخت مىكنند بيرون كردن آنها ميسر نيست . ديگر آنكه زمين متعلق به رعيت باشد . ولى در هرحال مالكيت زمين رعيت را از پرداخت مال الاجاره به شاهزاده و يا ارباب معاف نمىدارد .
امروز بردگى در ايران خيلى كمتر از گذشته متداول است و جز بردههاى گرجى كه گاهگاه در پى تجاوزهايى كه به منظور دزديدن اشخاص و يا احشام در سرزمينشان صورت مىگيرد ، به چنگ مىافتند ، تقريبا بردههاى ديگرى وجود ندارند . اين