دو سال كه اين مرد در خدمت من بود هرگز فرصت لمس كردن اين خزندگان را در صورت برخورد از دست نمىداد و هرگز از اين رهگذر صدمهاى متوجه او نمىشد . تصور نمىكنم كه در ايران كسى پيدا شود كه از اعتمادى كه در اين مورد به دراويش نموده است ، زيان ديده باشد . من مانند نوكرم احمق نيستم كه افسونگرى دراويش را كه ادعا دارند تنها به وسيلهى اوراد و علايم صورت مىگيرد باور كنم . به احتمال قوى آنها با مهارت خاصى داروهايى استعمال مىنمايند كه پس از ماليدن به علت بو يا خاصيتى كه دارند براى مدت زمانى زهر گزندگان را خنثى مىسازد يا حتى از نيش زدن آنها جلوگيرى مىكند . به هر حال اين يك واقعيت است و چون با تمام تجسساتى كه در اين باره نمودم نتوانستم توضيح قانعكنندهاى پيدا كنم ، ناچار آنرا باور كردم . شايد طبيعىدانها براى توجيه آن از من موفقتر باشند .
روساى دراويش غالب اوقات راه سفر در پيش مىگيرند و به خانهى بزرگان فرود مىآيند كه در منازل خود از آنها پذيرايى مىكنند . آنها معمولا مدت زيادى مىمانند و بهترين راه براى از سر باز كردنشان اين است كه آنچه را كه به عنوان صدقه مطالبه مىنمايند ، به آنها بپردازند . آنها ادعايشان خيلى زياد است و به ندرت ممكن است از آنچه خواستهاند به چيز كمترى قانع شوند . چنانچه كسى از برآوردن تقاضاى آنها خوددارى كند ، در جلو خانهى وى مستقر مىشوند و ماهها بلكه سالها در همانجا باقى مىمانند . به طورى كه آقاى موريه مىنويسد يكى از اين دراويش از آقاى مانسكى
Maneski
نمايندهى دولت انگليس در بصره مطالبهى صد پياستر نمود و مدت دو سال بر در خانهى او نشست و تا اين مبلغ را دريافت نكرد ، آنجا را ترك نگفت .
فقيرها ( كلمهاى كه به زبان عربى معنى گدا را مىدهد ) نوعى درويش هستند كه به ولگردى و بدون آنكه مكان ثابتى داشته باشند در سراسر كشور پراكندهاند . ديدارشان نفرتآور است و خود اشخاصى پست و غالبا بسيار خطرناكند زيرا هيچگونه انضباطى ندارند و از رييسى فرمان نمىبرند .