رجال قبول نمىكنند در صورتى كه مردمان عادى كه غالبا وسيلهى ديگرى براى امرارمعاش ندارند « 1 » به خدمت بزرگان درمىآيند . در عوض رجال در تامين هزينهى زندگى سيدها مشاركت مىنمايند و شايد در ايران اربابى پيدا نشود كه مخارج يك يا دو سيد را بر عهده نداشته باشد . سيدهاى طبقات پايين هنگام برداشت محصول در دهات منطقهاى كه سكونت دارند دورهگردى مىكنند و هيچوقت دست خالى برنمىگردند . آنها به خانهى كدخدا وارد مىشوند و اين افتخار بزرگى براى كدخداها است . آنگاه جارچيها با عجله ورود فلان سيد را به دهكده اعلام مىدارند . سيدها از اهالى دهكده تقاضاى احسان و صدقه مىكنند و در عوض وعده مىدهند كه آنها را نزد جدشان محمد ( ص ) فراموش نخواهند كرد « 2 » . آنگاه دهقانان با شتاب هداياى خود را كه معمولا عبارت از گندم ، جو ، كاه ، پنير ، ماست ، سرشير ، مرغ ، پنبه و غيره و همچنين چند سكهى نقره است به منزل كدخدا مىبرند كه در آنجا روى هم انباشته مىشود .
موقعى كه كليهى اين هدايا جمعآورى شد كدخدا ضيافتى برپا مىكند كه در آن سران دهكده نيز شركت دارند . كدخدا در اين ميهمانى به سيدها اطلاع مىدهد كه فلان مقدار جنس براى آنها دريافت شده است و با كمال فروتنى از آنها عذرخواهى مىكند كه نتوانسته است بيش از اين جمعآورى نمايد . ضمنا اظهار اميدوارى مىكند كه در سال آينده بتواند مقدار بيشترى فراهم نمايد ، زيرا جاى شك نيست كه دعاى خير آنها براى ده فراوانى بهبار خواهد آورد . همچنين
هامش
( 1 ) - شغل نوكرى در ايران نه تنها ننگ نيست برعكس اگر مخدوم در دربار صاحب اعتبار بوده باشد افتخار محسوب مىشود . چندينبار برايم اتفاق افتاده كه در ضيافتها كسانى از اين بىسروپاها در كنار من نشسته بودند كه تا چند روز پيش با كمال فروتنى بر روى دست من آب مىريختهاند و در آن مجالس به صورت كاملا مسخرهاى حالت صاحبخانه به خود گرفته بودند .
( 2 ) - در ايران آگهى دادن مرسوم نيست و اين امر به وسيلهى جارچيها كه در كار خود خيلى فرز و چابك هستند صورت مىگيرد . جارچيها رييسى دارند كه عنوان جارچىباشى را دارا است .